{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب در آن حجم عمیقش آمد

شب در آن حجم عمیقش آمد
زهر تنهایی در کام شبان ریخته اند
ریشه قهر تو در خاک نگاه
می خاموشی در جام زمان ریخته اند
اشکهایی چه غریب در هجومی لبریز
آب تعمیدی برعشق نهان ریخته اند
عمر طولانی بی حرفیها در دل هر دیدار
طعم بی برگی به تن نارونان ریخته اند
من کجایم تو کجا؟هق هق فاصله ها
حرفی از پایان را به لب قاصدکان ریخته اند.
دیدگاه ها (۳)

رفیــق لحظه های عاشقــونـه ببر با خود منـو از این زمونـه بب...

ای لبت باده‌فروش و دل من باده‌پرستجانم از جام می عشق تو دیوا...

 بـه نسـیمی هـمه ی راه بـه هـم می ریـزد کـی دل سنگ تـو را آ...

 بـه نسـیمی هـمه ی راه بـه هـم می ریـزد کـی دل سنگ تـو را آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط