تو مال منی...p9
"𝔂𝓸𝓾 𝓪𝓻𝓮 𝓶𝓲𝓷𝓮"
جیمین: باز که استاد رو کشیدی...چرا نمیری بهش احساستو بگی؟(زمزمه)
تهیونگ آهی کشید سریع در دفترش رو بست و آروم گفت: جیمین میدونی چی داری میگی؟ اگه برم بهش بگم مستقیم اخراجم
جیمین :نه اخراج نمیشی چون اونم دوست داره و طبیعتاً نمیره به مدرسه بگه
گونه ی تهیونگ سرخ شد و گفت :از دست توی خیالاتی
جیمین: خیالاتی نیستم حالا می بینی
کوک :پارک جیمین اونجا چه خبره ؟(جدی) بشین درس ات رو بخون
جیمین :ببخشید آقای جئون، چشم
کتابش رو باز کرد و خیلی آروم زمزمه کرد :ببین حتی الان هم اسم تو رو که داشتی حرفی زدی رو صدا نکرد
تهیونگ اومد چیزی بگه پشیمون شد کتابش رو درآورد و شروع کردبه خوندن ولی هیچی از درس نمی فهمید
جونگ کوک گوشیشو درآورد و وانمود کرد داره باهاش کار می کنه رفت توی دوربینش و زوم اش کرد روی تهیونگ و شروع کرد دیدنش ،با تمرکز از توی صفحه دوربین موبایل می دیدش عکس گرفت که صداش توی کلاس پخش شد خودشم یه لحظه از صداش یکم پرید
همه دانش آموز رو نگاهش می کردند
ذهن جونگوک:وات ده فا*ک،فا*ک به این زندگی مزخرف کی وقتی عکس می گرفتم صدا می داد که الان داد؟
گلوش رو صاف کرد و جدی و سرد گفت :بقیه درستون رو بخونین
جیمین دیدی دیدی تهیونگ؟!
تهیونگ: چی رو میگی هی دیدی؟
جیمین: معلوم بود داشت عکس می گرفت تهیونگ: خب؟
جیمین: خنگول زاویه گوشیش قشنگ سمت ردیف ما بود
تهیونگ: جیمین چقدر توهم می زنی تو
جیمین با حرص و پس سری به تهیونگ زد و زمزمه کرد: تو خودت داری خودتو به نفهمی می زنی تهیونگ: آخ پسره ی اسکل
بالاخره زنگ کلاس خورد تهیونگ و جیمین از کلاس خارج شدن توی راهرو کلی دختر دورشون جمع شده بودن تا با تهیونگ حرف بزنن
جونگ کوک وسایلش رو برداشت و از کلاس بیرون رفت دید راهرو شلوغه و همه دور تهیونگ جمع شدن بی اختیار دستش مشت شد
تهیونگ داشت جواب یکی از دخترها رو میداد که با جونگ کوک چشم تو چشم شد هیچ وقت انقدر عصبی ندیده بودش
شرط: بالای ۲۵
#تهیونگ
#جونگ_کوک
#تهکوک
#BTS
جیمین: باز که استاد رو کشیدی...چرا نمیری بهش احساستو بگی؟(زمزمه)
تهیونگ آهی کشید سریع در دفترش رو بست و آروم گفت: جیمین میدونی چی داری میگی؟ اگه برم بهش بگم مستقیم اخراجم
جیمین :نه اخراج نمیشی چون اونم دوست داره و طبیعتاً نمیره به مدرسه بگه
گونه ی تهیونگ سرخ شد و گفت :از دست توی خیالاتی
جیمین: خیالاتی نیستم حالا می بینی
کوک :پارک جیمین اونجا چه خبره ؟(جدی) بشین درس ات رو بخون
جیمین :ببخشید آقای جئون، چشم
کتابش رو باز کرد و خیلی آروم زمزمه کرد :ببین حتی الان هم اسم تو رو که داشتی حرفی زدی رو صدا نکرد
تهیونگ اومد چیزی بگه پشیمون شد کتابش رو درآورد و شروع کردبه خوندن ولی هیچی از درس نمی فهمید
جونگ کوک گوشیشو درآورد و وانمود کرد داره باهاش کار می کنه رفت توی دوربینش و زوم اش کرد روی تهیونگ و شروع کرد دیدنش ،با تمرکز از توی صفحه دوربین موبایل می دیدش عکس گرفت که صداش توی کلاس پخش شد خودشم یه لحظه از صداش یکم پرید
همه دانش آموز رو نگاهش می کردند
ذهن جونگوک:وات ده فا*ک،فا*ک به این زندگی مزخرف کی وقتی عکس می گرفتم صدا می داد که الان داد؟
گلوش رو صاف کرد و جدی و سرد گفت :بقیه درستون رو بخونین
جیمین دیدی دیدی تهیونگ؟!
تهیونگ: چی رو میگی هی دیدی؟
جیمین: معلوم بود داشت عکس می گرفت تهیونگ: خب؟
جیمین: خنگول زاویه گوشیش قشنگ سمت ردیف ما بود
تهیونگ: جیمین چقدر توهم می زنی تو
جیمین با حرص و پس سری به تهیونگ زد و زمزمه کرد: تو خودت داری خودتو به نفهمی می زنی تهیونگ: آخ پسره ی اسکل
بالاخره زنگ کلاس خورد تهیونگ و جیمین از کلاس خارج شدن توی راهرو کلی دختر دورشون جمع شده بودن تا با تهیونگ حرف بزنن
جونگ کوک وسایلش رو برداشت و از کلاس بیرون رفت دید راهرو شلوغه و همه دور تهیونگ جمع شدن بی اختیار دستش مشت شد
تهیونگ داشت جواب یکی از دخترها رو میداد که با جونگ کوک چشم تو چشم شد هیچ وقت انقدر عصبی ندیده بودش
شرط: بالای ۲۵
#تهیونگ
#جونگ_کوک
#تهکوک
#BTS
- ۲.۶k
- ۱۷ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط