{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

shadows murderer:قاتل سایه ها

shadows murderer:قاتل سایه ها
part:1
اونقدر مست بود که حتی نمیتونست درست راه بره. مدام تلو تلو می‌خورد. این اولین بار نبود که داستانش رو رد میکنن وقتی فکر می‌کرد که دوماه تمام هرشب بیدار میموند در طول روز حداکثر 4 ساعت می‌خوابید و چیزی جز غذا های آماده نمی‌خورد و تمام وقتش رو روی اون داستان لعنتی گذاشته بود، اما در نهایت اون عوضیا ردش کردن باعث می‌شد دلش بخواد همین الان بمیره.
به کاغذ های توی دستش نگاه کرد؛ دیگه به دردش نمی خوردن پس همشون رو پاره کرد و توی سطل آشغال کنار خیابون ریخت.
لیسا: دیگه خسته شدم. تا کی باید این همه تلاش کنم آخرشم هیچی؟! (با داد و گریه)
لیسا: ای کاش حداقل یکی از تلاشام نتیجه می‌داد (با گریه)
همه ی اتفاقات امروز دوباره براش مرور شد:
+خانم مانوبان داستان شما زیادی سادس
_اصلا شبیه داستان های جنایی نیست
+بهتره مجددا تلاشتون رو بکنید
"ساعت 12 شب:خیابان میانگ دونگ"
با خستگی درو باز کرد و وارد خونه شد. اونقدر خسته بود که میتونست همونجا جلوی در بیهوش بشه.
همه ی لباساش بوی الکل می‌داد. خودش رو با شدت روی کاناپه انداخت.
"ساعت 11 ظهر"
با سردرد شدیدی از خواب بیدار شد.
گوشیش رو روشن کرد: (5 پیام از اونی)
(پیام یک: شنیدم دوباره داستانت رو رد کردن. الان کجایی؟)
(پیام دو: میدونم ناراحتی اما بهم زنگ بزن)
(پیام سه: چند ساعت گذشته چرا تلفنت رو جواب نمیدی؟)
(پیام چهار: اومدم در خونتون اما خونه نبودی. معلوم هست کجایی؟)
(پیام پنچ: داری کم کم نگرانم میکنی)
با بی حوصلگی شروع کرد به شماره گرفتن:
لیسا:ا...
جنی: الو لیسا خوبی؟ معلوم هست کجایی؟ چرا جواب تلفنت رو نمیدی؟
لیسا: اونی یه نفس بگیر
جنی: دختره ی ابلح میدونی چقدر نگرانت شدم؟ (با داد)
لیسا: آخ گوشم (آروم) ببخشید که نگرانت کردم
و بازم جنی مثل همیشه شروع به غر زدن کرد. لیسا هم که تو اون شرایط حوصله ی غر زدنای جنی رو نداشت گوشی رو قطع کرد.
#فیک
#ایتزی #مامامو #بی_تی_اس #بلک_پینک #اکسو #ایستریکیدز #استرو #بی_تی_بی #اسمر_فود #بی_ال #مد_گل #مدگل #پریسا #سرنا #کیوت #جین #جیمین #تیهونگ #جونگ_کوک #نامجون #شوگا #رزی #لیسا #جنی #جیسو #چانویول #دی_و #موکبانگ #کره_جنوبی #کره_شمال
#زیبایی_حقیقی #دهن_لق
#او_زیبا_بود #مانلی #دلنوشته #وانشات #دل_نوشته #موش #شیر #شیدا #سوگند #یاغی #فرشاد #فرشاد_سایلنت #ارزو_صادقی #شیرینی #دل #تفنگ #شکار #دلار #سیر #هودی #کلبه #جنگل #ماه #خورشید #پیشونی_سفید #شیر_کاکائو #خانه #خانه_وحشت #ارمان_دفریک #بهنام_بانی #دوبله #ایو #بینگ_بنگ #تیشرت #سالاد #ماست #تی_اکس_تی
#bts #BTS
#تب #بی_تی_اس #بلک_پینک #اد #تب_لیستی #ویکوک #تهکوک #ویمین #جنلیسا #تهنی #جینسو #رزمین #جیرز #لیزکوک #نامجین
دیدگاه ها (۱)

shadows murderer:قاتل سایه هاpart:2جنی: چی؟ اون الان گوشی رو...

shadows murderer:قاتل سایه هاpart:۳"خیابان بوسوک_ساعت 3:00 ش...

قاتل سایه ها: shadows murderer‌لیسا مانوبان، نویسنده داستان ...

چندپارتی ☆p.1همونطور که لباس هاش رو تنش میکرد دوستش اومد پیش...

p9پرش به فردا ات با غر غر های لیسا که بالا سرش مثل خروس صدا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط