{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مثل گیسویی که باد آن را پریشان می‌کند

مثل گیسویی که باد آن را پریشان می‌کند
هر دلی را روزگاری عشق ویران می‌کند
ناگهان می‌آید و در سینه می‌لرزد دلم
هرچه جز یاد تو را با خاک یکسان می‌کند
با من از این هم دلت بی‌اعتناتر خواست، باش!
موج را برخورد صخره کِی پشیمان می‌کند؟
مثل مادر، عاشق از روز ازل حسرت‌کِش است
هرکسی او را به زخمی تازه مهمان می‌کند
اشک می‌فهمد غم افتاده‌ای مثل مرا
چشم تو از این خیانت‌ها فراوان می‌کند
عاشقان در زندگی دنبال مرهم نیستند
درد بی‌درمان‌شان را مرگ درمان می‌کند
مژگان عباسلو
دیدگاه ها (۱)

بغلم کن که هوا سوزِ فراوان داردبدن یخ زده ام حالِ پریشان دار...

همیشه جای تو،تو خونه سردم خالیهمیدونم برگشتنت به زندگیم خیال...

گرمی آغوش شالیزار آرامم نکرد گریه کردم گریه هم این بار آرامم...

فوق العاده زیباسخت است برای کسی که اتش گرفته توضیح بدهی که ن...

مثل گیسویی که باد آن را پریشان می‌کندهر دلی را روزگاری عشق و...

مثل گیسویی که باد آن را پریشان می‌کندهر دلی را روزگاری عشق و...

#مثل‌گیسویی‌که‌باد‌آن‌را‌پریشان‌می‌کندهر دلی را روزگاری عشق ...

مثل گیسویی که باد آن را پریشان می کند ...

مثل گیسویی که #باد آن را #پریشان می‌کند هر دلی را روزگاری #ع...

#گیسوی_پریشانمثل گیسویی که باد آن را پریشان می‌کندهر دلی را ...

مثل گیسویی که باد آن را پریشان می‌کندهر دلی را روزگاری عشق و...

مثل گیسویی که باد آن را پریشان می‌کندهر دلی را روزگاری عشق و...

پروانه جان مثل گیسویی که باد آن را پریشان می‌کند هر دلی را ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط