{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بغلم کن که هوا سوزِ فراوان دارد

بغلم کن که هوا سوزِ فراوان دارد
بدن یخ زده ام حالِ پریشان دارد

مثل بیدی تنم از سوز هوا میلرزد
امشب آغوش پر از مهر تو مهمان دارد

لب به روی لب سرما زده ی من بگذار
لبت امشب بخدا مزّه دو چندان دارد

حسرت داغیِ آغوش تو بیمارم کرد
تب من با لب تو چاره و درمان دارد

بغلم کن که در آغوش تو آرام شوم
روح سرگشته ی من میل به طغیان دارد

لحظه ای از من اگر دور شوی میمیرم
بی تو این زندگی اصلاً مگر امکان دارد؟

آذر انگار کمی خسته شده از پاییز
مژده ی آمدن فصل زمستان دارد

مثل آذر که در آغوش زمستان گم شد
بغلم کن که هوا سوزِ فراوان دارد...
دیدگاه ها (۱)

همیشه جای تو،تو خونه سردم خالیهمیدونم برگشتنت به زندگیم خیال...

گر بی‌دل و بی‌دستم وز عشق تو پابستمبس بند که بشکستم آهسته که...

مثل گیسویی که باد آن را پریشان می‌کندهر دلی را روزگاری عشق و...

گرمی آغوش شالیزار آرامم نکرد گریه کردم گریه هم این بار آرامم...

سلام ...آدینتون بخیر ☺️شرابِ کهنه ی خود را من از دستِ تـو نو...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۶" در آغوش رویای آبی ات "...

وقتی میکاپ آرتیستشی p²

فیک تهیونگ (درخواستی)(پارت ۲)وقتی تولدشون رو یادت میره

تکپارتی (درخواستی)هوا سنگین بود.ا/ت کنار پنجره ایستاده بود و...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟕جونگکوک بعد از چند دقیقه موندن تو اب ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط