ادامه پارت ۲۰
ادامه پارت ۲۰
دخترک لبخندی زد و هر دو دست هایش را درست تو دست تهیونگ گذاشت واقعا ته دلش یه صدا های زیبا مانند صدا یک هوا زیبا در میان آسمان آبی بود دلش خواست اون را در آغوش بگیرد و تنها بوسه ای رو آن گونه های تپل اش بگذارد ...
تهیونگ خنده ای سر داد و گفت
تهیونگ: هر دوتا دستات تو دستم جا نمیشن
دختره به چشم های گرد اش به تهیونگ زل زد و با لحن خودش گفت: هی جا میشن...... تهیونگ نرم خندید و دست کوچیک دخترک را گرفت و بت قدم های آهسته از سرویس بهداشتی بیرون رفتند دختره پرحرفی بود همین نشان میداد .. که بیشتر از حدش دختر کنجکاوی بود ... ..: شما خیلی خوشتیپی.... تهیونگ خنده ای سر داد و سمته آن دخترک نگاه کرد . بلافاصله آن دختر کوچیک و ذوق زده گفت : مامانی .. همین کافی بود که تهیونگ سمتش چرخید
شرط پارت بعدی ..
۴۵ لایک
۱۰۰ کامنت ...
انگاری این داستان رو بیشتر دوست دارید آره خوب پس دست کای درد نکنه حمایت فراموش نشه
این روزا چشم هام بجور اسیب دیدن و زیاد نمیتونم به صفحه گوشی نگاه کنم برای همین نمیتونم پارت زیاد براتون بنویسم
دخترک لبخندی زد و هر دو دست هایش را درست تو دست تهیونگ گذاشت واقعا ته دلش یه صدا های زیبا مانند صدا یک هوا زیبا در میان آسمان آبی بود دلش خواست اون را در آغوش بگیرد و تنها بوسه ای رو آن گونه های تپل اش بگذارد ...
تهیونگ خنده ای سر داد و گفت
تهیونگ: هر دوتا دستات تو دستم جا نمیشن
دختره به چشم های گرد اش به تهیونگ زل زد و با لحن خودش گفت: هی جا میشن...... تهیونگ نرم خندید و دست کوچیک دخترک را گرفت و بت قدم های آهسته از سرویس بهداشتی بیرون رفتند دختره پرحرفی بود همین نشان میداد .. که بیشتر از حدش دختر کنجکاوی بود ... ..: شما خیلی خوشتیپی.... تهیونگ خنده ای سر داد و سمته آن دخترک نگاه کرد . بلافاصله آن دختر کوچیک و ذوق زده گفت : مامانی .. همین کافی بود که تهیونگ سمتش چرخید
شرط پارت بعدی ..
۴۵ لایک
۱۰۰ کامنت ...
انگاری این داستان رو بیشتر دوست دارید آره خوب پس دست کای درد نکنه حمایت فراموش نشه
این روزا چشم هام بجور اسیب دیدن و زیاد نمیتونم به صفحه گوشی نگاه کنم برای همین نمیتونم پارت زیاد براتون بنویسم
- ۲۳.۶k
- ۰۷ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط