تنها کسی که دوسم داره
تنها کسی که دوسم داره
پارت ششم
جونگ کوک سعی کرد که بیارتش بالا ولی یکی از دستای لیها لیز خورد برای همین ترس لیها بیشتر شد.
لیها=) جونگ کوک من میترسم.
جونگ کوک=) نترس لیها الان میارمت بالا.
جونگ کوک لیها را بالا اورد
لیها
خدا رو شکر اومدم بالاولی اشک از چشمانم سرازیر شد، از ترس پاهامو حس نمی کنم تا روپام اومدم....
لیها روی پاهاش وایساد و می خواست راه بره که نتونست و داشت میفتاد که کوک ان را گرفت و محکم بغلش کرد و گفت...
جونگ کوک=) ازت ممنونم که ننداختی خودتو
لیها=)کوک من منظوری نداشتم...... من متاسفم
(با گریه)
جونگ کوک=) مهم نیست، الان فقطاین مهمه که تو سالمی.
لیها تو چشمان جونگ کوک نگاه کرد در ان جا فضایی. با عشق و محبت پر شده بود و بالاخره جونگ کوک حرف دلش را به لیها گفت.....
لیها به لپ های جونگ کوک نگاه کرد و کمکم نزدیک او شد البته جونگ کوک هم از خود راضی گفت....
جونگ کوک=) دوست دارم.....
لیها=) همینطور...
لیها لپ جونگ کوک را بوسید.......
لیها و جونگ کوک باهم ازدواج کردن و باهم زندگی ای که می خواستن را ساختن.
پایان
ممنون که پارت مارا خوندید و حمایت کردید.
پارت ششم
جونگ کوک سعی کرد که بیارتش بالا ولی یکی از دستای لیها لیز خورد برای همین ترس لیها بیشتر شد.
لیها=) جونگ کوک من میترسم.
جونگ کوک=) نترس لیها الان میارمت بالا.
جونگ کوک لیها را بالا اورد
لیها
خدا رو شکر اومدم بالاولی اشک از چشمانم سرازیر شد، از ترس پاهامو حس نمی کنم تا روپام اومدم....
لیها روی پاهاش وایساد و می خواست راه بره که نتونست و داشت میفتاد که کوک ان را گرفت و محکم بغلش کرد و گفت...
جونگ کوک=) ازت ممنونم که ننداختی خودتو
لیها=)کوک من منظوری نداشتم...... من متاسفم
(با گریه)
جونگ کوک=) مهم نیست، الان فقطاین مهمه که تو سالمی.
لیها تو چشمان جونگ کوک نگاه کرد در ان جا فضایی. با عشق و محبت پر شده بود و بالاخره جونگ کوک حرف دلش را به لیها گفت.....
لیها به لپ های جونگ کوک نگاه کرد و کمکم نزدیک او شد البته جونگ کوک هم از خود راضی گفت....
جونگ کوک=) دوست دارم.....
لیها=) همینطور...
لیها لپ جونگ کوک را بوسید.......
لیها و جونگ کوک باهم ازدواج کردن و باهم زندگی ای که می خواستن را ساختن.
پایان
ممنون که پارت مارا خوندید و حمایت کردید.
- ۱۱۵
- ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط