{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پدره با دستگاه دروغ سنج میاد خونه .

پدره با دستگاه دروغ سنج میاد خونه .
.
پدر: کجا بودی؟
پسر: تو کوچه
دستگاه:بووووووق
پسر: ببخشید خونه دوستم
.
پدر: چیکار میکردی؟ (!)
پسر: درس میخوندم
دستگاه: بووووووووق
پسر: نه فیلم خاکبرسری میدیدم.
پدر: خجالت بکش من سن تو بودم نمیدونستم این چیزا چی هست
دستگاه: بوووووووق
.
مادر با خنده: بچه خودته دیگه
دستگاه: بوووووووووووووق
.
خانواده به فنا رفت
دیدگاه ها (۷)

کودکی سمتم آمد و گفت:آقا آقا چسب زخم نمیخرید؟؟؟ارزون میفروشم...

خیلی قشنگه بخونید ...حتما بخونید تا آخرش یادتون نره تا آخرش...

ﺷﻤﺎ ﺭﻭ ﻗﺴﻢ ﻣﯽ ﺩﻡﻭﻗﺘﯽ ﺩﺍﺭﯾﻦ ﺑﺎ ﺗﻠﻔﻦ ﺣﺮﻑ ﻣﯽ ﺯﻧﯿﻦ ﻭ ﯾﻪﺧﻮﺩﮐﺎﺭ ﺩﻡ...

یعقوب ﺍﺯﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﭘﺮﺳﻴﺪ:ﺁﻳﺎﻫﻨﮕﺎﻣﻲ ﮐﻪ ﻳﻮﺳﻔﻢ ﺭﺍ ﺩﺭ ﭼﺎﻩ ﺁﺏﺍﻧﺪ...

خب بچه ها این قراره اولین رمانم باشه امید دارم خوشتان بیاد ب...

تک‌پارتی‌Jungkook«بخاطرت‌دنیا‌رو‌به‌اتیش‌میکشم‌عروسک»ویو مون...

چندپارتی:وقتی به پسرتون حسودی میکنه و...pt⁴(end)شروع به صحبت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط