{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش دوست داشتنت

کاش دوست داشتنت

به مانند حرفهایی که در دهان مردم می پیچد

و دست به دست میرسد به تمام شهر

می پیچید در دهانشان

شهر پر می شد از تو

و من پیروز میدان

می آمدم میان جمعیت

برایت دست تکان می دادم

و فریاد میزدم

دیدی ؟

گفته بودم دیوانه ام

گفته بودم تو را میخواهم

کاش دلهره هایم رسوایم میکرد

رسوایی گاهی آنقدرها هم بد نیست

وقتی پای یک تو در میان باشد

و یک من آواره عاشق

رسوایی معنا ندارد

کاش می توانستم تمام قد

روبروی چشمانت به ایستم

نگاهت کنم

چشمانم را ریز کنم

نزدیکتر بیایم

و ارام بگویم

عاشق

تو

هستم

می فهمی ؟
دیدگاه ها (۱)

مـــردم حقیقت را نمی پذیرندچون نمی خواهند به تخیلاتـی که تما...

ماهی ها چقدر اشتباه می کنند: قلاب، علامت کدامین سؤال است که ...

پرنده اگر رهایی می دانستبرای خود از شاخه های درختقفس نمی ساخ...

امـروز تو خیابون یہ گــدا رو دیـدم نشــستہ بود زیر آفـــتابخ...

سفیر کبیر Grand Ambassador

گریه امونمون نمیده! 💔مراسم وداع تو حسینیه... تکه عبای پاره.ت...

سفیر کبیر Grand Ambassador

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط