{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در این سرمای استخوان سوز

در این سرمای استخوان سوز
تو در آبروی خیابان
چه مشقی می نویسی ، نمیدانم
به چه چیز فکر می کنی
را هم نمی دانم
چه حالی داری را هم نمی دانم
از تمام عابران این شهر
چقدر به تو ارث خواهد رسید
را هم نمی دانم ...
چه کسی قرار است که امشب
ضامن کتک نخوردنت شود
را هم نمی دانم
فقط میدانم که
از آدامس و فال حافظ
انتظار معجزه نداری ...
و می دانم
تمام این شهر هم برایت کلاه و شال گردن ببافد
هنوز سردت است و
بر سر راه تمام عابران هم که
ترازو بکاری ، باز هیچکس
نمی تواند حواس تو را از
یاد فقر، پرت کند ...
دیدگاه ها (۵)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①①_بخش اول_ "به سلامتی خانوادهکه...

پارت: 27 (بخش4) **زاویه دید: زین**بارون پاییزی شروع شده بود؛...

این نه ترانه، که صدایِ خُرد شدنِ استخوانِ مافیاست.در دورانی ...

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

پارت: 10 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«فازِ ناجی برداشتی؟ فکر می...

در این سرمای استخوان سوزتو در آبروی خیابانچه مشقی می نویسی، ...

در اين سرماي استخوان سوز تو در آبروي خيابان چه مشقي مي نويسي...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط