خیال می کردم عشق عروسکی است که می توان با آن بازی کرد ول

خیال می کردم عشق عروسکی است که می توان با آن بازی کرد، ولی افسوس اکنون که معنی عشق را درک کرده ام، فهمیدم که خود عروسکی هستم بازیچه دست عشق....
دیدگاه ها (۲)

ﺳًَّّﻴــــــٌٍَﮕًٌَُﺎًٌَُُِﺭًٌُّےًٌُ ﻛٌٍُِﻪٌٍّ ﺩًَِﺳًٌُﺘٍٍَﻤ...

مــــــ ــــــــــــ ـــــــــــنبه عشق تو صبح ها چشم باز می...

از دست تو امشب شده فکرم متلاشیآرام نگیرم ، مگر از من شده باش...

با همین دست، به دستان تو عادت کردماین گناه است ولی جان تو عا...

آخخخخ

در وجود عاشق، زمان و گذر زمان وجود ندرد

روزهایی که چشمانت از من دور شدند، چقدر آرزو کردمزمین بشکافد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط