{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می گفت دگر باره به خوابم بینی

می گفت دگر باره به خوابم بینی

پنداشت که بعد از آن مرا خوابی هست‌..
#سعدی
دیدگاه ها (۱)

روزی ما دوباره کبوترهایِ مان را پیدا خواهیم کردو مهربانی دست...

امروز کمی عمیق تر مهربان باش ...هیچ هزینه ای ندارد !دوست داش...

در سینه اش آتش فشانی شعله ور داردرودی که حالا درسرش فکر سفر ...

بشکن دلم که رایحه ی درد بشنوی کس از برون شیشه نبوید گلاب را ...

زندگی تمامش خطای دید استمن تو را می بینم تو مرا نمی بینیتو م...

🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩جمع نمی شود دگر انچه تو می پراکنی#سعدی

مرا بر فراز ادبیات ببر،چون دگر توان ادنیا را نخواهم داشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط