{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در سینه اش آتش فشانی شعله ور دارد

در سینه اش آتش فشانی شعله ور دارد
رودی که حالا درسرش فکر سفر دارد

من می روم از این حوالی دورتر باشم
بغضم مگر دست از گلوی شهر بردارد..
#رویا_باقری
دیدگاه ها (۱)

می گفت دگر باره به خوابم بینیپنداشت که بعد از آن مرا خوابی ه...

روزی ما دوباره کبوترهایِ مان را پیدا خواهیم کردو مهربانی دست...

بشکن دلم که رایحه ی درد بشنوی کس از برون شیشه نبوید گلاب را ...

لالا کن دختر زیبای شبنم لالا کن رویه زانویه شقایقبخواب تا رن...

عاشقانه های شبنم

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞✿ می روم خسته و افسرده و زار سوی منزلگه...

هر که رو انداخت، خاطرجمع زائر می شودقبل زائر کوله بار راه، ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط