در x چه میگذرد
-« در x چه میگذرد؟»-
p²
"تنجیکو"(درخواستی)
•
•
•
ایزانا: همگی توجه کنید..پادشاهتون دارع امر میکنه..شما نوکران همگی گوش به فرمان من و کاکوچویید
ران:تو که خودت گفتی کاکوچو نوکرته🗿
ایزانا:اصن من دستور میدم به حرف این نوکرم گوش کنید رو حرف من نباید حرف بزنی مو مشکیه گیسبریده
ران: موهای من که بلونده
ایزانا: من وقتی میگم مشکیه ینی مشکیههههه
ران:🗿ریندو تو چیزی نمیخای بگی؟
ریندو: من کی باشم که تو کار خدایان دخالت کنه؟🗿✨
شیون: ارع تو کی باشی که تو کار ما خدا ها دخالت کنی..*نیشخند*
ران: داداش منه بی ترادب...تا با لگد نیومدم تو صورتت ببند اون دهن گوشادتو...
کاکوچو: خفه میشید یا خفتون کنم..
موچیزوکی: تو خفمون میکنی؟اون وقت چرا؟
ایزانا: چون من بهش گفتم...به کاکوچویههه مننننن کاری نداشته باشیدددد
کیساکی: بلخره نمیخای بنالی چی میخاستی بگی؟
*ایزانا میپره رو کیساکی*
ایزانا: بی تربیتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت به بزرگترتتتتت نباید بگییییییی بنااااللللللل باید بگی شما بناللللییییییییییددد...*درحال خفه کردن کیساکی*
هانما:اویییی دادااااششششش آرووممممممم داری میکششیشششششششش*درحال جدا کردن ایزانا از کیساکی*
ران: عااا عافریییینننن قشنگ فشار بده تا هم کیساکی زایمان شه هم هانما بره رو هاااااا *تشویق ایزانا برای کشتن کیساکی*
موچیزوکی: اینجا یه آدم سالم پیدا نمیشه
ریندو: تو که خودت از هممون فاسد تری..
موچیزوکی: از تو و اون داداشت که فاسد تر نیستم زدید یه آدمو کشتید
ریندو: همچین جنایت بزرگیم نبوده یه آدمو کشتیم دیگه همین ..از عمد نبوده که ..تازه پلیسا درک کردن بعد دوسال مارو آزاد کردن...خودت چی نکبت؟....یه یوکوهاما رو بردی رو هوا
شیون: خفه شید ایزانا میخاد بنالَوَد..
ایزانا: چی گفتیییییییی؟؟
شیون: هیچی گفتم شما بلخره قراره بنالید
کاکوچو: *اونور دارع پاره میشه*
ایزانا: اول از همه میخام اعلام کنم ...من یکی زدم دره گوشه کاکوچو که چرا به این دو تا عنتره مو اسهالی(ابهت داداشام رف-) اجازه داده لباس متفاوت بپوشن
ریندو: چرا مو اسهاللییییی
ایزانا: رنگ مشکی و زرد قناری و آبی رو قاطی کنید رنگ اسهال گاو در میاد دیگه..البته ببخشیدا..*اصلنم متاسف نیست*
ران: ایزانا ریدی به آبرو و شرفمون تازه عذر خاهی میکنی؟🗿✨️
ایزانا: از سرتم زیاده نکبت
شیون:حالا چرا زدی تو گوشه کاکوچو جونت؟
ایزانا: چون دوس داشتم
کاکوچو:🗿
ایزانا: تازه فردا با اون عن کوچولو مایکی قراره مبارزه کنیم...میخام اول خاهرمو به فاک بدم تا اونم به فاک بره کیساکیو اون هانما ترتیبشو میدن😌
*کاکوچو دچاره حمله ی قلبی شده*
*ریندو از ترس اینکه چرا خاهر کوچیکشو داره به چخ میده تو خودش ۸ بار شاش بند شده*
*ران به مقدار کافی از اونجا دور شده تا مجبور نشه ریندو رو با کامیون له کنه*
چیبگم اینم ریدم 🗿✨️
p²
"تنجیکو"(درخواستی)
•
•
•
ایزانا: همگی توجه کنید..پادشاهتون دارع امر میکنه..شما نوکران همگی گوش به فرمان من و کاکوچویید
ران:تو که خودت گفتی کاکوچو نوکرته🗿
ایزانا:اصن من دستور میدم به حرف این نوکرم گوش کنید رو حرف من نباید حرف بزنی مو مشکیه گیسبریده
ران: موهای من که بلونده
ایزانا: من وقتی میگم مشکیه ینی مشکیههههه
ران:🗿ریندو تو چیزی نمیخای بگی؟
ریندو: من کی باشم که تو کار خدایان دخالت کنه؟🗿✨
شیون: ارع تو کی باشی که تو کار ما خدا ها دخالت کنی..*نیشخند*
ران: داداش منه بی ترادب...تا با لگد نیومدم تو صورتت ببند اون دهن گوشادتو...
کاکوچو: خفه میشید یا خفتون کنم..
موچیزوکی: تو خفمون میکنی؟اون وقت چرا؟
ایزانا: چون من بهش گفتم...به کاکوچویههه مننننن کاری نداشته باشیدددد
کیساکی: بلخره نمیخای بنالی چی میخاستی بگی؟
*ایزانا میپره رو کیساکی*
ایزانا: بی تربیتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت به بزرگترتتتتت نباید بگییییییی بنااااللللللل باید بگی شما بناللللییییییییییددد...*درحال خفه کردن کیساکی*
هانما:اویییی دادااااششششش آرووممممممم داری میکششیشششششششش*درحال جدا کردن ایزانا از کیساکی*
ران: عااا عافریییینننن قشنگ فشار بده تا هم کیساکی زایمان شه هم هانما بره رو هاااااا *تشویق ایزانا برای کشتن کیساکی*
موچیزوکی: اینجا یه آدم سالم پیدا نمیشه
ریندو: تو که خودت از هممون فاسد تری..
موچیزوکی: از تو و اون داداشت که فاسد تر نیستم زدید یه آدمو کشتید
ریندو: همچین جنایت بزرگیم نبوده یه آدمو کشتیم دیگه همین ..از عمد نبوده که ..تازه پلیسا درک کردن بعد دوسال مارو آزاد کردن...خودت چی نکبت؟....یه یوکوهاما رو بردی رو هوا
شیون: خفه شید ایزانا میخاد بنالَوَد..
ایزانا: چی گفتیییییییی؟؟
شیون: هیچی گفتم شما بلخره قراره بنالید
کاکوچو: *اونور دارع پاره میشه*
ایزانا: اول از همه میخام اعلام کنم ...من یکی زدم دره گوشه کاکوچو که چرا به این دو تا عنتره مو اسهالی(ابهت داداشام رف-) اجازه داده لباس متفاوت بپوشن
ریندو: چرا مو اسهاللییییی
ایزانا: رنگ مشکی و زرد قناری و آبی رو قاطی کنید رنگ اسهال گاو در میاد دیگه..البته ببخشیدا..*اصلنم متاسف نیست*
ران: ایزانا ریدی به آبرو و شرفمون تازه عذر خاهی میکنی؟🗿✨️
ایزانا: از سرتم زیاده نکبت
شیون:حالا چرا زدی تو گوشه کاکوچو جونت؟
ایزانا: چون دوس داشتم
کاکوچو:🗿
ایزانا: تازه فردا با اون عن کوچولو مایکی قراره مبارزه کنیم...میخام اول خاهرمو به فاک بدم تا اونم به فاک بره کیساکیو اون هانما ترتیبشو میدن😌
*کاکوچو دچاره حمله ی قلبی شده*
*ریندو از ترس اینکه چرا خاهر کوچیکشو داره به چخ میده تو خودش ۸ بار شاش بند شده*
*ران به مقدار کافی از اونجا دور شده تا مجبور نشه ریندو رو با کامیون له کنه*
چیبگم اینم ریدم 🗿✨️
- ۳.۴k
- ۲۵ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط