{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برای آن که

برای آن که
رودرروی هم درنیاییم
هر کدام نیمی از وجودمان را کُشتیم
تو نیمی را که زندگی کرده بودی
و من نیمی را که آرزو می‌کردم ............
دیدگاه ها (۱)

سنگ هایی که من از یاد تو بر سینه زدمکعبه ای میشد اگر خانه بن...

‏آخرین خنده ی من بعد تماشای تو بود ............

سرانجامِ عشقغم است و شب است و تا به کی بیداری .................

در درونم چیزی اتفاق افتاده بودو بدترین چیزها همیشه در درون آ...

♥️🖌تو تمام اگرهای مرا در هم میشکنی!اگر تو موسیقی بودیروی تکر...

زندگی رو اونجا باختم که، همه برای داشتن‌من تلاش میکردن من بر...

به نام پناهی که دیگر نیستاما.... خاطراتش برای همیشه در بند ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط