{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سنگ هایی

سنگ هایی
که من از یاد تو بر سینه زدم
کعبه ای میشد
اگر خانه بنا می‌کردم ............
دیدگاه ها (۳)

‏آخرین خنده ی من بعد تماشای تو بود ............

به دشمنانت ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺑﺎﺭ ﻓﺮﺻﺖ ‌ﺑﺪﻩ ﺗﺎ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺩﻭﺳﺖ ‌ﺷﻮﻧﺪﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﺩﻭ...

برای آن که رودرروی هم درنیاییمهر کدام نیمی از وجودمان را کُش...

سرانجامِ عشقغم است و شب است و تا به کی بیداری .................

خانه‌ای از جنسِ دلتنگی بنا کردم، ولی،چون پرستوها به ترکِ خان...

هر سنگ که بر سینه زدم، نقش تو بگرفتآن هم صنمی بهر پرستیدن من...

گرچه من دیگر نمیبینم گل روی تو را خاطراتت را در غم خانه مهما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط