{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می خواهم مثلِ قدیمی ها

می خواهم مثلِ قدیمی ها
خوشبخت باشیم
یک خوشبختیِ ساده ی دوست داشتنی
یک ایوان و عصرهایِ جمعه
تکیه دادن به یک صندلی
و زیرِ لب زمزمه کردنِ یک شعر
شنیدنِ صدایِ بازیِ بچه ها
صدا کردن نام تو
جانم شنیدن از زبان تو ...
و هزاران حرفِ نگفته را
با یک نگاه ؛ با یک سکوت
گفتن.
می خواهم تمامِ قانون هایِ
این زندگی هایِ امروزه را
دور بی اندازم از نو
قدیمی شوم
و به مادربزرگ از دنیا رفته ام در دل بگویم :
راست می گفتی جانِ دل
قدیم ترها تعهد
حرمت داشت
عشق عشق بود ... !
عادل_دانتیسم
عشق_عشق_بود
دیدگاه ها (۱)

دوست داشتن را "با هرکس تجربه نکن"صبرکن،صبرکن... سال های سال ...

بعضی ترانه ها را می توانبارها و بارهاگوش داد!بعضی انسان ها ر...

مابا هر سپیده دم از نو زاده می شویمامروزِ ما همان تفکر پر رن...

سیر و سلوک درونی، شبیه پرواز پرنده در آسمان است، پرنده ای پر...

گاهی فکر می‌کنم آدم‌ها فقط با «کلمه» همدیگر را پیدا نمی‌کنند...

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

آقاجان هر قطره از خون پاکتان مثل نوری شد که روی شانه‌های مرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط