{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ما ز جـام دوست ، مستی میکنیم

ما ز جـام دوست ، مستی میکنیم
خویش را فـارغ ز هستی میکنم

می ، پلیدی را ز سر بیـرون کند،
عشق را در جـام دل، افزون کند،

چونکه ما مستیم و از هستی تهی،
کی شود هستی ،به مستی منتهی،

مست یعنی عاشقی بی قید و بند،
فـــارغ از بود و نبود و چون و چند،

چون و چند از ابلهـــی آید میـــان،
در طریق عاشقی کی می ‌تـــوان،

عاشقی را خود جهــان دیگــریست،
منطق عاشق همــان پیغمــبریست،

عشق بر عاشق ، دهد دستور را،
عقل کی فهمـد چنین منظور را،

تا نگردی عاشق از این ماجـــرا،
کـــای توانی کرد درک نکته هـــا
از کانال من در تلگرام بازدید بفرمائید*
https://t.me/monlightyy/AAAAADwlabGn5JpFx5ds8A
دیدگاه ها (۷)

من آمده ام فاتح دنیای تو باشمتا گام نخستین به بلندای تو باشم...

تو عشق منی جان به فدای هرنگاهت من مست وخراباتی آن چشم سیاهت...

بانگ خروس از سرای دوست برآمدخیز و صفا کن که مژده سحر آمدچشم ...

آوار پریشانی‌ست ‌ست رو سوی چه بگریزم؟هنگامه‌ی حیرانی است، خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط