{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من آمده ام فاتح دنیای تو باشم

من آمده ام فاتح دنیای تو باشم
تا گام نخستین به بلندای تو باشم

تو قله ی برفی و نفس گیر تر از مرگ
می خواهم از این دامنه هم پای تو باشم

با من؛ که تو آغوش اگر واکنی امروز
مصلوب شوم بر تو؛ مسیحای تو باشم

با شاعر در بند جنون تو گرفتار
می سوزم و می سازم اگر جای تو باشم

خورشیدمی و عادت هر روزه ام این است؛
یک پنجره مبهوت تماشای تو باشم
از کانال من در تلگرام بازدید بفرمائید*
https://t.me/monlightyy/AAAAADwlabGn5JpFx5ds8A
دیدگاه ها (۷)

تو عشق منی جان به فدای هرنگاهت من مست وخراباتی آن چشم سیاهت...

برایت شعر می بافم کلافش عشق و احساسمچه تنپوشی از این گرمتر ک...

ما ز جـام دوست ، مستی میکنیمخویش را فـارغ ز هستی میک...

بانگ خروس از سرای دوست برآمدخیز و صفا کن که مژده سحر آمدچشم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط