{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ببینید چه آدامینه خوبی دارین دلم نیومد براتون پارت نزارم

ببینید چه آدامینه خوبی دارین دلم نیومد براتون پارت نزارم😌💅
____________________________________
پارت 4

نامجون در رو با پاش شکست و وارد اتاق شد ، ات زیره پتو بود نامجون انقدر اسمه اتو صدا زد که کلافه شد و پتو روی ات کشید ، شکه شد ات رنگش پریده بود و چشماش بسته

& ا..ات خوبی؟؟؟؟ جواب بدههه ( داد)

نامجون وقتی دید که ات جواب نمیده آماده شد و اتو سریع سوار ماشین کرد و با تمامه سرعت میرفت ، بلخره رسید بیمارستان

& اههههه...کسییی اینجا نیستت؟؟؟؟؟( عربدع)

پرستار: آقا چخبرتونه اینجا بیمارستانه

& ه.. همسرم حالش خوب نیس

پرستار یه چک کرد و گفت سریع اتو ببرن به اتاقه عمل که دکتر امد

& د..دکتر چیشدع چرا بردنش اتاق عمل؟؟( نگران)

دکتر: وضعیت بیمار خیلی وخیمه..

نامجون تا اینو شنید انگار یه سطل آب یخ ریختن روش باورش نمیشد که ات دختری که همیشه با لبخند نگاش میکرد الان توی بیمارستانه البته تقصیر خودش بود و داشت خودشو سرزنش میکرد

_چند ساعت بعد_

دکتر: همراه خانم ات...شمایید درسته؟

نامجون: ب..بله چ..چیشده ؟؟؟

دکتر: خب.........


خماری 😁
دیدگاه ها (۲۲)

هیچوقت خوب نمیشی....

سناریو تصویری/ بی تی اس

سناریو٭BTS٭وقتی کتاب نامجون و ناخواسته پاره کردینامجون:میکشم...

درخواستی#سناریو تصویری/ جیهوپ

پارت 4چند ماه بعدتوی این چند ماه جیهوپ با ات بدتر از قبل رفت...

پارت 12 ویو لارا : پس کیف ات رو برداشتم و گوشیش رو برداشتم و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط