{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت 4

چند ماه بعد
توی این چند ماه جیهوپ با ات بدتر از قبل رفتار میکرد حتا خودشم نمیدونست چرا، اتم کاملا خوب شده بود ولی روز به روز افسرده تر میشد و قلدرا بیشتر از قبل اذیتش میکردن و هر روز ات ساکت تر میشد

ویو ات
یه چند روزی بود همش خون بالا میاوردم نمیدونم چرا ، امروزم مثله همیشه بابام سر اینکه دیر امدم عمارت دعوام کرد هوفف


9:00دقیقه ی شب
ویو ات
خیلی گشنم بود از صبح هیچی نخوردم ، رفتم پایین که بابامو دیدم داشت برای خودش قهوه درست میکرد آروم رفتم توی آشپزخونه که آب بخورم

جیهوپ: چرا؟

ات: چ.چ.چ.چی؟

جیهوپ: چرا باید انقدر بی مصرف باشی
چرا انقدر بی ارزشی هااااا( داد)

ات: ....

جیهوپ: د..جواببب بدههه ( عربدع)

ات: میدونی چیه بابا....من از خودم متنفرم که دخترم از خودم متنفرم که هیچوقت کامل نبودم از خودم حالم بهم میخوره که به این دنیا امدم...منم یه انسانم وقتی میخام خوشحال باشم باید یکی گند بزنه چرا ؟ چرا من اخه؟ چرا من این همه دردو تحمل کنم هااا چرا؟؟( داد و گریه شدید)

جیهوپ: دهنتو ببند ( عربدع)

ات: بابا دیگه خسته شودم... دیگه واقعا خسته شودم از اینکه هیچکس دوسم نداره از اینکه برای هیچکس کافی نیستم دیگه خسته شودم

جیهوپ:( یه سیلی محکم بهش زد)
جیهوپ: گم شوووووو توی اتاقت

ویو جیهوپ
اعصابمو خورد کرد هوفف ولی مطمئن یه چیزی داره ازم مخفی میکنه تعقیبش میکنم ببینم چیو ازم مخفی میکنه

فردا ساعت ۶:۱۰ صبح

ویو ات
از خواب نازم بیدار شدم و آماده شودم رفتم مدرسه همش حس میکنم یکی داره تعقیبم میکنه ولی اهمیت ندادم رسیدم به مدرسه که اولین چیزی که دیدم قلدرا بودن

قلدرا: به به ببین کی امده

ات: از سر رام برین کنار

قلدرا: اوووو..میبینم دوباره پرو شدی..بگیرینش

قلدرا اتو بردن به پشت مدرسه و تا میتونستن اتو زدن و اتو مو رو میزاشت روی بدنش

ویو جیهوپ
چشمام چهارتا شد از تعجب ، پس به خاطر همین انقدر دیر میومد عمارت از خودم متنفرم من چطور تونستم همچین کاری با دخترم بکنم ، رفتم سمته اونایی که اتو کشتن و مو های همشونو با دستام گرفتم و تا دفتر مدیر کشیدم

جیهوپ: آقایه مدیررر( عربدع)

مدیر: چ.. چیشدع ؟؟

جیهوپ: شما چرا انقدر بی مسئولیتین هاااااااا( عربدع)

مدیر: لطفاً آروم باشین بگین چی شده ؟

جیهوپ: اینایی که میبینی نه تنها پشت مدرسه سیگار میکشن که هیچ برای همه قلدری میکنن مخصوصا دختر من..( عربدع)

مدیر: راس میگه؟ ( عصبی)

قلدرا: نه نه

جیهوپ: مدرک دارم

جیهوپ دوربین های مداربسته رو چک کرد و به مدیر نشون داد و قلدرا از مدرسه اخراج شدن

جیهوپ اتو برد بیمارستان

3 ساعت بعد

دکتر امد

جیهوپ: ح..ح.حالش چطوره؟؟؟

دکتر: متاسفم..ایشون دچاره کم خونیه شدیدی هستن..و وضعیتشون خیلی وخیمه ما تمامه تلاشمون رو برای خوب شدنش میکنیم ولی ممکنه برن کما

ویو جیهوپ
وایی من چرا اینکارو کردم چرا انقدر باهاش بد بودم اون فقط یه محبت میخواست..

چند ماه بعد...

ادامه دارد....
دیدگاه ها (۰)

پارت آخرچند ماه بعدجیهوپ مثله همیشه امد کناره ات و دستاشو گر...

اهم اهم سلام 😁امدم بگم کلاس مجازی داریم بعد از سال ها بلخره ...

پارت 31ساعت بعددکتر از اتاق امد بیروندکتر: شما چیکار کردین؟(...

....😁🌼بازم ادیت خودمه:

ببخشید دیر گذاشتمش 🙂پارت ۳ویو جیهوپکنترلمو از دست دادم و با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط