{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی مردی جان خود را به خطر انداخت تا جان پسر بچه ای را ک

روزی مردی جان خود را به خطر انداخت تا جان پسر بچه ای را که در دریا در حال غرق شدن بود نجات دهد. اوضاع آنقدر خطرناک بود که همه فکر می کردند هر دوی آنها غرق می شوند. و اگر غرق نشوند حتما در بین صخره ها تکه تکه خواهند شد. ولی آن مرد با تلاش فراوان پسر بچه را نجات داد.آن مرد خسته و زخمی پسرک را...

به نزدیک ترین صخره رساند. و خود هم از آن بالا رفت. بعد از مدتی که هر دو آرامتر شدند. پسر بچه رو به مرد کرد و گفت: «از اینکه به خاطر نجات من جان خودت را به خطر انداختی متشکرم» مرد در جواب گفت: احتیاجی به تشکر نیست. فقط سعی کن طوری زندگی کنی که زندگیت ارزش نجات دادن را داشته باشد!
دیدگاه ها (۱۳)

مردی ثروتمند وجود داشت که همیشه پر از اضطراب و دلواپسی بود. ...

بعضـی شَبـــها ، هــَـوَسِ هَم آغـــوشـی اَت...دیوانــِه اَم...

تو گردان شایعه شد.نماز نمی خونه!گفتن:«تو که رفیق اونی، بهش ت...

ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺍﺯ ﻋﺎﺷﻖ ﺑﻮﺩﻥ ﻫﻢ ﺳﺨﺖ ﺗﺮ ﺍﺳﺖ ..ﺩﻭﺳﺘﺪﺍﺭ ﺗﻮ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ...

#ددی_من | قسمت سوم: سایه‌های تاریکلیا با سرعت از راهروها رد ...

part five

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ³شب...ساعت از دو بامداد گذشته بود. س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط