{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوست داشتن

دوست داشتن
آدم را سرسخت مے کند
این را آن هایےمےگویند که
تو را
مدت طولانے نمے بینند
بعد یکهو با آدمےمواجه مےشوند
که آن آدم قبل نیست
شیطنت هایش؛
خندیدن هایش
حالا دیگر ساکت است
آرام مے خندد
حواسش بےهوا پرت مےشود
و زیر لب آواز می خواند
دوست داشتن آدم را متعهدمےکند
به کسےکه نیست
که نمے بیند
و این اوج دیوانگے ست
و این اوج دوست داشتن است...
دیدگاه ها (۱)

یک روز از پسِ یک اتفاق؛ بزرگ مےشوے ! روز اول حالت سنگین مےشو...

گاهے...دلت تنگ مےشود تنگ تنگ تنگ آنقدر تنگ...که دیگر اسمش دل...

دلتنگ که مےشوےهرکارے از دستِ بیےچاره ات برمےآیدمثلاگوشے را ب...

خرافه مےگویند بانو !مگر مےشود محبتدلیلِ دورے باشد ؟این مردم ...

بعضی جدایی‌ها نه دعوا دارند، نه خداحافظیِ درست؛ فقط یک روز چ...

زیبایی‌ات را همه می‌بینند اما فقط منم که می‌دانم این پوستِ آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط