{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چون همسفر عشق شدی مرد سفر باش

چون همسفر عشق شدی مرد سفر باش
هم منتظر حادثه هم فکر خطر باش
هر منزل این راه بیابان هلاک است
هر چشمه سرابی است که در سینه خاک است
در سایه هر سنگ اگر گـل به زمین است
نقش تن ماری است که در خوابِ کمین است
دیدگاه ها (۱)

گفتم که عطش می‌کشدم در تب صحرا گفتی که مجوی آب و عطش باش سرا...

بچه ها منو ببخشید این بیشتر درمورد انیاست قول میدم این تموم ...

پسر بد (18)

افسانه ی خون و گل قسمت ۲۹: شطرنجِ مرگباردر همان ساعت، در عم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط