{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در محضر شیخ محمداسماعیل دولابی

در محضر شیخ محمداسماعیل دولابی


می گویند پسری در خانه ، خیلی شلوغ کاری کرده بود . همه اوضاع را بهم ریخته بود .

وقتی پدر وارد شد ، مادر شکایت او را به پدرش کرد . پدر که خستگی داشت ، شلاق را برداشت .

پسر دید اوضاع خیلی بی ریخت است ، همه ی درها هم بسته است.
وقتی پدر شلاق را بالا برد ، پسر دید کجا فرار کند؟ راه فراری ندارد! خودش را به سینه پدر چسباند . شلاق هم از دست پدر شل شد و افتاد.

شما هم هر وقت دیدید که اوضاع بی ریخت است ، به سوی خدا فرار کنید.
هر کجا که متوحش شدید ، راه فرار به سوی خداست.
دیدگاه ها (۶)

شعبده باز :در رستورانی دو شعبده باز برنامه اجرا می کردند که...

در محضر شیخ محمد اسماعیل دولابی: توجهت به هرچه باشد قیمت تو...

ماهی و اقیانوس :در حکایتی قدیمی آمده است که ماهی ای که سرآم...

در محضر شیخ محمداسماعیل دولابی : مطالعه طلوع است . یعنی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط