غم پشت لبخند
غم پشت لبخند
پارت ۱۸
داره عکسای منو نگاه میکنه و تا اومدم توی اتاق رفت توی صفحه ی اصلیه گوشیش
ویو هیونجین: بعد از اون مسئله سعی میکردم با ا.ت سنگین باشم که اذیت نشه.
هیونجین: چیزی شده ا.ت؟؟؟
ا.ت نه،،،کیک میخوری؟
هیونجین: نه..ممنون
ا.ت: از دستم ناراحتی؟؟
هیونجین: نه بابا چرا ناراحت باشم؟؟
ویو ا.ت: با لحن خاصی صحبت میکرد،جوری که مطمئن شدم از دستم ناراحته. راستش منم این چند وقته از هیونجین خوشم اومده بود. چون چند روز پیش تو مهمونی ازم دفاع کرد و تا حالا کسی این کارو انجام نداده بود.
#mahoor
ادامه پارت بعد قلبام🫀
پارت ۱۸
داره عکسای منو نگاه میکنه و تا اومدم توی اتاق رفت توی صفحه ی اصلیه گوشیش
ویو هیونجین: بعد از اون مسئله سعی میکردم با ا.ت سنگین باشم که اذیت نشه.
هیونجین: چیزی شده ا.ت؟؟؟
ا.ت نه،،،کیک میخوری؟
هیونجین: نه..ممنون
ا.ت: از دستم ناراحتی؟؟
هیونجین: نه بابا چرا ناراحت باشم؟؟
ویو ا.ت: با لحن خاصی صحبت میکرد،جوری که مطمئن شدم از دستم ناراحته. راستش منم این چند وقته از هیونجین خوشم اومده بود. چون چند روز پیش تو مهمونی ازم دفاع کرد و تا حالا کسی این کارو انجام نداده بود.
#mahoor
ادامه پارت بعد قلبام🫀
- ۵۱
- ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط