{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نه تو می‌مانی و نه اندوه

نه تو می‌مانی و نه اندوه
و نه هیچیک از مردم این آبادی…

به حباب نگرانِ لب یک رود قسم،

و به کوتاهی آن لحظه‌ی شادی که گذشت،

غصّه هم می گذرد،

آنچنانی که فقط خاطره‌ای خواهد ماند…

لحظه ها عریانند
به تن لحظه‌ی خود،
جامه‌ی اندوه مپوشان هرگز…

#سهراب_سپهری
☘ 🌿 ☘ 🌿 ☘ 🌿 ☘ 🌿 ☘ 🌿 ☘ 🌿 ☘ 🌿 ☘ 🌿 ☘ 🌿 ☘ 🌿 ☘ 🌿 ☘ 🌿 ☘ 🌿 ☘ 🌿 ☘ 🌿 ☘ ☘ ☘ ☘ 🌿 ☘ ☘ 🌿 ☘
دیدگاه ها (۱)

وقتی به زلف، حال پریشان اضافه شدیک حس عاشقانه به انسان اضافه...

رسیده آخــــــــر اسفند و رو به پایانمقسم نده! که به جان تو ...

ﻭﺍﻟﻠﻪ ﺑــﺎﻧـﻮ ﺟـﺎﻥ ، ﺑــﻪ ﻗﺮﺁﻥ، ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡﯾــﺎ ﻧـﻪ، ﺑـﻪ ﺟﺎﻥ ...

بی وفا آمد برایم دانه را پاشید ورفتچون طبیبی ازبرایم نسخه ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط