{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ورق ورق همه عمرم چو برگهای خزان شد

ورق ورق همه عمرم چو برگهای خزان شد
تمام خندهء من مُرد،چه دردها که نهان شد

از آن زمان که بریدی، تو دل ز این دلِ تنها
تمام غصهء دنیا، ز هر دو دیده روان شد

#محمد_قربان_نژاد
دیدگاه ها (۸)

من هرگز نخواستم از عشق افسانه ای بیافرینمباور کن من می خواست...

مرا نگاه ! که چشم از تو بر نمی دارمتو را نگاه ! که از دیدنم ...

خدا سهمی از پیامبران را نصیبمان کرد به تو زیبایی یوسف داد و ...

ساعت شش صبح راتا میزنمو در جیب بغلم می گذارمکمی قهوه برای شع...

امروز نه آغاز و نه انجام جهان استای بس غم و شادی، که پس پرده...

تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان راتو مرا گنج روانی چه ک...

#شعر_نو 🍃امروز نه آغاز و نه انجام جهان استای بس غم و شادی که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط