{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صبح زیبا آمد و چشم شقایق باز شد

صبح زیبا آمد و چشم شقایق باز شد

لاله زلف سرکشش را شانه کرد و ناز شد

شبنم از خورشید عالم تاب، جانی تازه یافت
رفت بالاتر ز جو با ابرها دمساز شد

شد
دیدگاه ها (۱)

فکر می کنم دردی تو دلت داری که داره آزارت میده، تا حالا به د...

تو نداشته منیوقتی تو نباشی به چه کارم می آیداین همه آسمان...

زندگی را می بازیوقتی قلبت را به کسی می دهیکه شکل زندگی تو نی...

اسب دل را من به عشق دیدنت زین می کنم ... کوچه را با ریسه های...

_𝑯𝒐𝒏𝒆𝒚 𝒂𝒏𝒅 𝑩𝒍𝒐𝒐𝒅_○ پارت اول : نقطه شروع~آسمان آن روز انگار ت...

دوپارتی ☆....,,p.2روی تخت دراز کشیده بودند ، جونگکوک نزدیک ا...

~LIKE THE DAY THAT I MET HIM~~هماننده روزی که او را ملاقات ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط