{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

«گفتم: «محسن جان! دیر میایی بچه‌ها نگرانت هستند».

«گفتم: «محسن جان! دیر میایی بچه‌ها نگرانت هستند».
لبخندی زد و حرف از صمیم قلبش بیرون آمد؛ حرفی که زبانم را قفل زد. غیرتمند گفت: «هر چی من بیشتر کار کنم، نتانیاهو(نخست وزیر اسرائیل) کمتر خواب راحت به چشمش میاد؛ پس اجازه بده بیشتر کار کنم».

شهید#محسن_فخری_زاده🍃🌹
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۰)

#خدایا_شکرت

✍شهید حاج‌ حسین پورجعفری محل دفن خودش را مشخص کرده بود...🔹رو...

من کنار سید نشسته بودمو سید هم طبق معمولشال سبزش را روی سرش ...

چشمش آسیب دیده بود و دکترها می‌گفتند: بینایی‌اش رو از دست دا...

سناریو

وان شات هیونلیکس:a world where we can loveنویسنده:@choi_so_a...

تغییر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط