بک رومز
بک رومز
پارت ۲
مانده بودم... چه انتخاب کنم؟؟؟
چشمانم را بستم...بهم الهام شد...
تو باید
طناب،تله، آب، و قطب نما برداری
از مغزم پرسید چرا
انگار مغزم میگفت
حرف نزن و کاری که میگم را بکن
همان چیزی که مغزم گفت را انجام دادم
بخش بعد: دیدار با یک هیو*لا
بعد از چند دقیقه با گروه به را افتادیم
یک کلید پیدا کردم
آن را برداشتم اما یهو...
موجودی سیاه و با قدی بلند و انگار خط خطی
به سمتمان آمد ترسیدم... و فرار کردم
اما شماره ۱...
توسط هیولا به قت*ل رسید!
بخش بعد: اتاقک مشکوک
در راه یهو در خروج دیدیم با گروه از آنجا خارج شدیم
به زمین سر سبزی رسیدیم....
اتاقکی در نزدیک دیدیم... وارد آن شدیم
پر از خ*ون بود...
ناگهان چشمم به نوشته ای روی دیوار افتاد...
«ما گروه قبلی هستیم که فقط بعضی هامون از اینجا فرار کردیم....لطفا دیگر نزدیک همان اتاق بزرگ که از آنجا خارج شدید نشوید! نقشه ای برایتان آنجا گذاشتم...ان را بخوانید و دنبال کنید»
همان لحظه صدای جیغی امد
من و گروه سریع نقشه را برداشتم و فرار کردیم
رفتیم از روی نقشه تا به پارکی رسیدیم
روی نقشه نوشته بود... زیر سرسره یک راه مخفی است وارد ان شوید
من و گروهم وارد راه مخفی شدیم اتاقکی بود برای استراحت....
پارت ۲
مانده بودم... چه انتخاب کنم؟؟؟
چشمانم را بستم...بهم الهام شد...
تو باید
طناب،تله، آب، و قطب نما برداری
از مغزم پرسید چرا
انگار مغزم میگفت
حرف نزن و کاری که میگم را بکن
همان چیزی که مغزم گفت را انجام دادم
بخش بعد: دیدار با یک هیو*لا
بعد از چند دقیقه با گروه به را افتادیم
یک کلید پیدا کردم
آن را برداشتم اما یهو...
موجودی سیاه و با قدی بلند و انگار خط خطی
به سمتمان آمد ترسیدم... و فرار کردم
اما شماره ۱...
توسط هیولا به قت*ل رسید!
بخش بعد: اتاقک مشکوک
در راه یهو در خروج دیدیم با گروه از آنجا خارج شدیم
به زمین سر سبزی رسیدیم....
اتاقکی در نزدیک دیدیم... وارد آن شدیم
پر از خ*ون بود...
ناگهان چشمم به نوشته ای روی دیوار افتاد...
«ما گروه قبلی هستیم که فقط بعضی هامون از اینجا فرار کردیم....لطفا دیگر نزدیک همان اتاق بزرگ که از آنجا خارج شدید نشوید! نقشه ای برایتان آنجا گذاشتم...ان را بخوانید و دنبال کنید»
همان لحظه صدای جیغی امد
من و گروه سریع نقشه را برداشتم و فرار کردیم
رفتیم از روی نقشه تا به پارکی رسیدیم
روی نقشه نوشته بود... زیر سرسره یک راه مخفی است وارد ان شوید
من و گروهم وارد راه مخفی شدیم اتاقکی بود برای استراحت....
- ۱.۱k
- ۱۳ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط