{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جمعه ها کاش کسی می آمد

جمعه ها کاش کسی می آمد
این همه حس غریبانه ی مارا می شست
رد دلتنگی ما را می زد
می نشستیم باهم
لب جوی آبی
می شنیدیم باهم
نغمه ای
آوایی....

پرسه ای بی پروا ،
قدمی آهسته ،
در همین عصر غریبانه ی دلتنگی ما
در همین
نزدیکی ،
در همین آدینه...

جمعه ها کاش کسی می آمد....

#طاهره فرخی
دیدگاه ها (۳)

روزم چون روز دیگران می گذرد.اما شب که در می رسد،یادها پریشان...

دلم بالکنی میخواهد رو به کوچه باغوتختی که لم بدهم به پشتی ها...

دلم یک نسخه شعر می خواهدکه تو برایم بپیچی آنهم به رایگانمنمب...

چای دم کن، خسته ام از تلخی نسکافه هاچای با عطر هل و گلهای قو...

«نگاه ممنوعه »**Part 11 — After the Damage** سه روز گذشت. سه...

خانم معلم در مکثی طولانی فرو رفت. انگار تمام دنیای منطقی و ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط