{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

استاد جذاب من) )⁦ლ( پارت 60 ⁠`⁠ლ⁠

استاد جذاب من) )⁦ლ( پارت 60 ⁠`⁠ლ⁠


می کو : اوفففف باشه
بلافاصله سریع لوهان نجوا کرد لوهان : نمیشه .... یعنی باید ات تصمیم بگیره
دختره که تمام مدت گوش به حرف های آنها بود با شنیدن حرف های لوهان خنده ای کرد و گفت ات : قبول میکنم اما به شرطی دارم
جیمین سریع نگاهش کرد و گفت جیمین : یعنی چی شرط فقط یه کمکی هستش که میکنی
دختره از روی مبل بلند شد تیشرت کوتاهش رو کمی پایین کشید دست هاشو گذاشت تویه جیبش و با پر رویی و جوری جذابیت حرف هایش را بیان میکرد که دله آن دو پسری که چشم هایشان رویه ات بود آب میشد هم لوهان هم جیمین چشم برنمیداشتن از اون دختر زیبا و خوش اندام
ات : خود دانی آقای پارک من میرم بالا
دختره پشته کرد همینکه میخواست قدم برداشت خواست بره که یهو جیمین از جاش پرید و مچ دستش رو گرفت دختره شوکه برگشت و نگاهش بین دست هایشون و صورت جیمین چرخید
جیمین : باشه هر چی بگی قبوله
جیمین مچ دست اش را رها کرد دختره با نیشخندی سمته مبل رفت و نشست یه پایش را گذاشت رویه اون یکی و دست به سینه نشست ات : یک باهام درست رفتار می‌کنی استاد پارک ۲ نمره هامو درست میکنی ۳ جلوی عموت با من خیلی خوب رفتار میکنی جوری که مثلاً واسم می‌میری ۴
جیمین : یه لحظه صبر کن صبر کن ... تو که گفتی یه شرط اینا که شدن ده تا
ات : آقای پارک باید اینا رو قبول کنی وگرنه قرار داد
جیمین : باشه قبوله
می کو : عمو پارک قراره فردا بیاد پس فردا شب اینجا باشید
لوهان کلافه از رویه مبل بلند شد لوهان : من میرم بخوابم
با قدم های سریع سمته پله ها رفت می کو در حین خوردن چندتا تخمه ای که تویه جیب اش بود نجوا کرد می کو : این که حتا شام هم نخورد چش شد
«»«»«»««»«»«»«»«» سئول / شب / ساعت / ۱۹:۱۵

می کو : اتتت الانه که برسن تو کجایی
لوهان رویه مبل نشسته و مشغول گوشی اش بود می کو گوشی به رنگ بنفش و مدل جدید از تویه جیب اش برداشت و نشون لوهان داد می کو : اینو ببین واسه ات خریدم
لوهان گوشی را از دسته دوست اش گرفت بهش نگاهی انداخت با لحن همیشه گی اش با خونسردی کامل نجوا کرد لوهان : خیلی خوشگله مطمئنم ازش خوشش میاد
زنگ در به صدا در آمد آن دو دوست از رویه مبل بلند شدن
سمته درب قدم برداشتن در حین راه رفتن می کو روبه لوهان کرد می کو : گوشیو بعدن بهش بده
لوهان درو بازو کرد و چهره جذاب جیمین همراه با عمویش پارک جانگ هو نمایان شد می کو با لبخند ازشون ازت به داها آن استقبال کرده وارده آن سالن بزرگ و زیبا شدن پارک جانگ هو با همان چهره جدی اش روبه می کو لب زد جانگ هو : عروس آینده من کجاست

اسلاید ۲ جانگ هو
اسلاید ۳ لباس ات
دیدگاه ها (۵)

ادامه پارت 60جانگ هو : عروس آینده من کجاست با هر دفعه حرف زد...

(استاد جذاب من) )⁦ლ( پارت 61 ⁠`⁠ლ⁠ظرف های که از رویه میز شام...

( استاد جذاب من ) )⁦ლ( پارت 59 ⁠`⁠ლمی کو : ما برگشتیممی کو ج...

(استاد جذاب من) )⁦ლ( پارت 58 ⁠`⁠ლ⁠ جیمین خنده ای کرد و دستاش...

part 6برادر ناتنیفصل دوات: منم مثل ماست موندم نگاش باید دلشو...

پارت⁴که یهو جونگکوک اومد پیششونجونگکوک: چه خبره اینجا؟( خنده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط