{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(استاد جذاب من) )⁦ლ( پارت 58 ⁠`⁠ლ⁠

(استاد جذاب من) )⁦ლ( پارت 58 ⁠`⁠ლ⁠


جیمین خنده ای کرد و دستاشو محکم دوره کمره ات حلقه کرد ات که هنوزم هم همانطوری رویه جیمین دراز کشیده بود به آرومی سرش رو بلند کرد صورتش خیلی نزدیکه صورت جیمین بود چرا وقتی میدیدش یا نزدیکش میشد نگاهش سمته لب های صورتی و پفکی آن پسر کشیده میشد قلبش آنقدر تند تند میزد جیمین که غرق در چشم های مثله اقیانوس اون دختر شده، لحظه ای سکوت و
مکث بین آن دونفر بود ات لباشو غنچه کرد و گفت ات : اونجا یه موشه
جیمین باز هم خنده ای کرد چرا با دیدن این دختر خنده بر لبانش جاری میشد جلوی خنده اش را گرفت و گفت
جیمین : از موش می‌ترسی
ات : خوب ترسناکه
جیمین : خانم کانگ اون موش واقعی نیست
دختره با شنیدن این حرف سریع به طرف میزی که موش روش گذاشته بود نگاه کرد با اینکه عروسک کوکی بود اما خیلی واقعی به نظر می‌رسد همانطوری که نگاهش طرفه دیگه ای بود لبش رو گزید آروم نگاهش رو سمته جیمین چرخوند درحالیکه سرش پایین بود و به چشم های اون نگاه نمی کرد لب زد ات : ببخشید.... من فقط ترسیدم
جیمین : احیاناً رو من دراز نکشیدی
دختره دست هایش را گذاشت رویه سینه های جیمین و خودش رو بالا کشید سریع از رویه جیمین بلند شد تی‌شرت کوتاه اش را پایین کشید و تره ای موهایش را پشته گوشش انداخت ات : ببخشید فقط از موش ترسیدم
جیمین رویه مبل نشست جیمین : از دست این می کو رفته یه عروسک موش خریده
دختره سریع کناره جیمین نشست لباشو غنچه کرد و روبه جیمین کرد ات : استاد پارک میشه برم پیشه مادر بزرگم دستاشو به نشونه التماس بلند کرد و گفت ‌.......لطفاً لطفاً لطفاً میشه برم
جیمین با انگشت اش به نوک بینی دختره زد و گفت جیمین : نمیتونی منو گول بزنی
دختره لباشو تو دهنش جمع کرد و پفی کشید جیمین که به این بامزه گی دختره خیره شده بود خنده زیر لبی کرد این سکون کوتاه رو دختره با سخنان شیرین اش شکست
ات : الان من شبیه راپانزل شدم و تو این جا زندانی شدم شما نمیزاری که من برم
جیمین : یعنی میگی اون اژدهایی که باید شوالیت شکستش بده و از اینجا ببرتت منم
دختره با شنیدن ا ین حرف های جیمین شروع به خندیدن کرد تا شون داشت با صدای بلند می خندید جیمین با اخم رو پیشانیش لب زد جیمین : خانم گانگ داربی به چی میخندی
دختره که دست از خندیدن برداشته بود با خنده آرومی گفت ات : استاد پارک اونی که شما میگی راپانزل نیست انیمشین شرکه... خنده ای میان حرف هایش کرد جیمین اخمی کرد جیمین : داری به من می‌خندی
ات : ناراحت شدی استاد پارک من نمی‌خوام ناراحت تون کنم
جیمین از رویه مبل بلند شد و سمته حیاط قدم برداشت درحین راه رفتنش بدون اینکه پشته سرش نگاه کنه نجوا کرد جیمین : اگه مسخره کردنت تموم شده خانم کانگ برو ناهار درست کن ...
دیدگاه ها (۶)

( استاد جذاب من ) )⁦ლ( پارت 59 ⁠`⁠ლمی کو : ما برگشتیممی کو ج...

استاد جذاب من) )⁦ლ( پارت 60 ⁠`⁠ლ⁠می کو : اوفففف باشه بلافاصل...

ادامه پارت 57از اتاق خارج شد و سمته حمام رفت بلافاصله جلوی د...

( استاد جذاب من ) )⁦ლ( پارت 57 ⁠`⁠ლ⁠ات : استاد پارک باید برم...

برادر ناتنی فصل سومpart 6ات قدم های ارومش رو روی زمین گذاشت ...

پارت⁵که یهو خورد زمین و یوری دوباره گریش گرفت ، ات صورت یوری...

𝓜𝓮, 𝔂𝓸𝓾 𝓪𝓷𝓭 𝓪 𝓷𝓸من°تو°و°یک°نه.🪄.🔮.🪄پارت۲:فرداش، ساعت ۱۰ صبح،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط