{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

S.Arash.B

S.Arash.B
تعدادی حشره کوچولو در یک برکه، زیر آب زندگی می کردند.

آنها تمام مدت میترسیدند از آب بیرون بروند و بمیرند.

یک روز یکی از آنها بر اساس ندای درونی از ساقه یک علف شروع به بالا رفتن کرد، همه فریاد می زدند که مرگ تنها چیزی است که عاید او میشود، چون هر حشره ای که بیرون رفته بود برنگشته بود.

وقتی حشره به سطح آب رسید نور آفتاب تن خسته او را نوازش داد و او که از فرط خستگی دیگر رمقی نداشت روی برگ آن گیاه خوابید.

وقتی از خواب بیدار شد به یک سنجاقک تبدیل شده بود. حس پرواز پاداش بالا آمدنش بود. سنجاقک بر فراز برکه شروع به پرواز کرد و پرواز چنان لذتی به او داد که با زندگی محصور در آب قابل مقایسه نبود.

تصمیم داشت برگردد و به دوستانش هم بگوید که بالای آن ساقه ها کسی نمی میرد ولی نمی توانست وارد آب شود چون به موجود دیگری تبدیل شده بود.

شاید بیرون رفتن از شرایط فعلی ترسناک باشد، اما مطمن باشید خارج از پیله تنهایی، غم و ترس، تلاش برای رفتن به سوی کمال عالی است!

تمام موفقیت ها یک پله بالاتر از ترس های شماست
دیدگاه ها (۴)

رمان خرس عسلی من فصل دو پارت یک جی‌یون ابی به سوون میده ولی ...

تعدادی حشره کوچولو در یک برکه، زیر آب زندگی می کردند. آنها ت...

تعدادی حشره کوچولو در یک برکه، زیر آب زندگی می کردند. آنها ت...

تعدادی حشره کوچولو در یک برکه، زیر آب زندگی می کردند. آنها ت...

تعدادی حشره کوچولو در یک برکه، زیر آب زندگی می کردند. آنها ت...

تعبیر زیبایی از مرگتعدادی حشره کوچولو در یک برکه، زیر آب زند...

تعدادی حشره کوچولو در یک برکه، زیر آب زندگی می کردند. آنها ت...

تعدادی حشره کوچک در یک برکه، زیر آب زندگی می کردند...آنها تم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط