{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تعدادی حشره کوچولو در یک برکه، زیر آب زندگی می کردند.

تعدادی حشره کوچولو در یک برکه، زیر آب زندگی می کردند.

آنها تمام مدت میترسیدند از آب بیرون بروند و بمیرند.

یک روز یکی از آنها بر اساس ندای درونی از ساقه یک علف شروع به بالا رفتن کرد، همه فریاد می زدند که مرگ تنها چیزی است که عاید او میشود، چون هر حشره ای که بیرون رفته بود برنگشته بود.

وقتی حشره به سطح آب رسید نور آفتاب تن خسته او را نوازش داد و او که از فرط خستگی دیگر رمقی نداشت روی برگ آن گیاه خوابید.

وقتی از خواب بیدار شد به یک سنجاقک تبدیل شده بود. حس پرواز پاداش بالا آمدنش بود. سنجاقک بر فراز برکه شروع به پرواز کرد و پرواز چنان لذتی به او داد که با زندگی محصور در آب قابل مقایسه نبود.

تصمیم داشت برگردد و به دوستانش هم بگوید که بالای آن ساقه ها کسی نمی میرد ولی نمی توانست وارد آب شود چون به موجود دیگری تبدیل شده بود.

شاید بیرون رفتن از شرایط فعلی ترسناک باشد، اما مطمن باشید خارج از پیله تنهایی، غم و ترس، تلاش برای رفتن به سوی کمال عالی است.
دیدگاه ها (۴)

والااااا!!"

" خداوندا ".....!آرامم کن همان گونه که دریا را... پس از هر ...

البته تعریف ازخودنباشه!!!!

.

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۱: «قدر...

حقیقت پنهان پارت ۳ نامجون : زنده است ولی جین : ولی الان نمی‌...

part 7 نیلسو : جونگکوک؟ کوک:هان؟ نیلسو : چرا اینقدر زل ...

پارت: 25 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*عصر همان روز، هوا به طرز ا...

Six

پارت: 32 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«مرخصیِ ساعتی گرفتم.» ماما...

پارت ۲۹دوباره اوضاع برای ساسکه تبدیل به جهنم متحرک شد.او قرا...

رمان خرس عسلی من فصل دو پارت یک جی‌یون ابی به سوون میده ولی ...

تعدادی حشره کوچولو در یک برکه، زیر آب زندگی می کردند. آنها ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط