بازی درخون
بازی درخون 🍷🗡
پارت چهل🍷🗡
جوابمو نداد
با صدای دندوناش به خودم اومدم
برگشتم سمتش
از ترسش دندوناش به هم میخورد و خیره ی دیوار بود
دستمو نوازش وار پشتش کشیدم
کنار گوشش گفتم
+ترسیدی؟
چیزی نگفت، فقط لرزش دندوناش بیشتر شد
عصبی شدم از کار خودم
لعنت بهت ، کاری میکنی اینطوری بترسونمت
ولی برام عجیب بود
دختری که از هیچ چیز نمیترسید الان اینطوری از ترس میلرزه
لرزشش هیچ جوره قطع نمیشد
هوفی کشیدم و کلافه نگاهش کردم
دستمو بردم جلو و دهنش و به زور باز کردم و گذاشتم بین دندوناش
محکم دندوناش و توی دستم فرو برد
ولی مگه مهم بود؟
نه، تنها چیزی که الان مهم بود دلبر روبه رومبود
گوشیمو از جیبم برداشتم
همونطور که بلند میشدم زنگ زدم به دکتر
+سریع خودتو برسون
اجازه حرف بهش ندادم و قطع کردم
پری رو بغل کردم و سمت اتاق رفتم
روی تخت گذاشتمش
با خونسردی لب زدم
+آروم باش!
به حرفم گوش نداد، هر لحظه بیشتر صورتش کبود میشد ...
پارت چهل🍷🗡
جوابمو نداد
با صدای دندوناش به خودم اومدم
برگشتم سمتش
از ترسش دندوناش به هم میخورد و خیره ی دیوار بود
دستمو نوازش وار پشتش کشیدم
کنار گوشش گفتم
+ترسیدی؟
چیزی نگفت، فقط لرزش دندوناش بیشتر شد
عصبی شدم از کار خودم
لعنت بهت ، کاری میکنی اینطوری بترسونمت
ولی برام عجیب بود
دختری که از هیچ چیز نمیترسید الان اینطوری از ترس میلرزه
لرزشش هیچ جوره قطع نمیشد
هوفی کشیدم و کلافه نگاهش کردم
دستمو بردم جلو و دهنش و به زور باز کردم و گذاشتم بین دندوناش
محکم دندوناش و توی دستم فرو برد
ولی مگه مهم بود؟
نه، تنها چیزی که الان مهم بود دلبر روبه رومبود
گوشیمو از جیبم برداشتم
همونطور که بلند میشدم زنگ زدم به دکتر
+سریع خودتو برسون
اجازه حرف بهش ندادم و قطع کردم
پری رو بغل کردم و سمت اتاق رفتم
روی تخت گذاشتمش
با خونسردی لب زدم
+آروم باش!
به حرفم گوش نداد، هر لحظه بیشتر صورتش کبود میشد ...
- ۲.۵k
- ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط