من آشنای کویرم، تو اهلِ بارانی

من آشنای کویرم، تو اهلِ بارانی
چه کرده‌ام که مرا از خودت نمی‌دانی؟

مرا نگاه! که چشم از تو بر نمی‌دارم
تو را نگاه! که از دیدنم گریزانی

من از غم تو غزل می‌سرایم و آن را
تو عاشقانه به گوشِ رقیب می‌خوانی

هزار باغِ گل از دامن تو می‌روید
به هر کجا بروی باز در گلستانی

قیاسِ یک به یکِ شهر با تو آسان نیست
که بهتر از همگان است؟ بهتر از آنی ...!



‌ ‎‌‌‌
دیدگاه ها (۱)

امشب دلم از دوری‌ات پیوسته بارانی‌ستحال دلم آشفتــــــــــــ...

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❸_بخش دوم_مکانی جدید می‌رویم که تا به حال ندیده ...

تک‌پارتی‌ ‌جیهوپ«وقتی‌دعواتون‌میشه‌و...»صدای موسیقی ملایم سا...

من آشنای کویرم، تو اهل بارانی چه کرده‌ام که مرا از خودت نمی‌دانی ؟ مرا نگاه ! که چشم از تو برنمی‌دا

من آشنای کویرم، تو اهلِ بارانیچه کرده‌ام که مرا از خودت نمی‌...

من آشنای کویرم، تو اهلِ بارانےچه کرده‌ام که مرا از خودت نمی‌...

من آشنای کویرم، تو اهلِ بارانیچه کرده‌ام که مرا از خودت نمی‌...

من آشنای کویرم، تو اهلِ بارانیچه کرده‌ام که مرا از خودت نمی‌...

من آشنای کویرم ، تو اهلِ بارانیچه کرده‌ام که مرا از خودت نمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط