{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روز هایِ اول تو را تنها کودکی سرگردان می‌دیدم که به آغوشی

روز هایِ اول تو را تنها کودکی سرگردان می‌دیدم که به آغوشی امن نیاز داشت؛ کودکی که نیازمند حرف‌هایِ اطمینان بخشی بود که به او وعده‌یِ آغوش مادرش را می‌داد.
گُم شده بودی، در دنیای افکارت گم شده بودی، نمی‌دانستی در میان این شخصیت‌های سفت و سختی که هیچ شباهتی به خود واقعی‌ات ندارند به کدام یک پناه ببری، خودت را گم کرده بودی در میان نقاب‌های بی‌شماری که در قفسه اتاقت چیده بودی.
در میان کوچه پس کوچه‌های خاطراتت می‌دویدی و از دست هیولاهای سرت فرار می‌کردی، نفست بالا نمی‌آمد،
خوب یادم هست که در زیر یکی از نقاب های مُرده‌اَت قایم شده بودی و با ضعف و ترسی که سعی در پنهان کردنش داشتی عروسک گردانش شده بودی؛ من اما.. اصلا نمی‌دانم چگونه سر از آن محله قدیمی درآورده بودم، میان خاطراتی که هیچگاه زندگی‌شان نکردم چه می‌کردم، چرا برایَم مهم بود که داستان این خاطرات قدیمی چیست؛ آن زمان تنها مسئله از برایِ من آن طفل هراسانی بود که نفسش از ترس بالا نمی‌آمد؛
با آرامی و نرمی به سمتت آمدم، دستانم را حصار دستان کوچکت کردم و بوسه‌ای بر زخم زانوهایَت کاشتم، اشک در چشمان لرزانت لانه کرده بود، نمی‌دانستی که باید اعتماد کرد؟
در آغوش کشیدمت و نگذاشتم سوال‌های پی در پی‌ات تو را بیشتر از آنی که بودی نابود کنند؛ نمی‌دانم آن زمان چه در فکرم می‌گذشت یا تو به چه چیزی فکر می‌کردی، اما اگر بازگردم، باز هم تو را در آغوش کشیده و فراری می‌دهم؛
یادم هست که چگونه دوستت می‌داشتم، که چگونه عاشق من بودی، که چطور نگاه خیره‌ات را از من برنمی‌داشتی. می‌نشستی و ساعت‌ها به من زل میزدی، زبانت چیزی نمیگفت اما چشمانت... مرا در زیر نگاهت ذوب می‌کردی..
ولی میدانی عزیزکم؟ اشتباه کردم، من می‌دانستم که به هوای آغوشی دیگر به من پناه آوردی، تا وقتی از شر این اوضاع اسفناک خلاص شدی، مرا رها کنی و دوان دوان به سوی آغوش امنت پناه ببری، من می‌دانستم اما باز هم انجامش دادم، اشتباه کردم، اما تاوان اشتباهم را پس دادم.
حال تو در آغوش مادرت پناه بردی و من را به مانند عروسکی که دیگر حوصله‌اش را نداری در گوشه اتاقت پرت کرده‌ای.
آری.. اشتباه خودم بود.. تو از اول آمده بودی که بروی..
دیدگاه ها (۰)

گاهی فکر می‌کنم خبر مرگ مرا چه کسی به تو خواهد داد..؟به یک ر...

ای کاش انسان نبودم ، یا این انسان ها با من هم نژاد نبودند.یک...

#سناریو_بی_تی_اس وقتی امتحانت رو خراب کردی ( به عنوان برادر)...

باسمه تعالی "عید سعید قربان فرخنده ومبارک باد. #لبیک_اللهم_ل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط