{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۱
ویو ات
امروز با پسر خالم خیلی گرم گرفتم و معلوم بود جونگکوک خیلی عصبانیه ، بلخره مهمونی تموم شد و خواستیم بریم عمارت توی ماشین هیچ حرفی نزدیم ، بلخره رسیدیم عمارت و رفتیم توی عمارت

ات: واییییی خیلی خستم

جونگکوک:....

ات: جونگکوک نظرت چیه زودتر بریم بخوابیم ؟

جونگکوک: من با تو نمیخوابم ( سرد)

ات: یعنی چی ؟؟....چرا اخه ؟؟؟

جونگکوک: همین که گفتم ( سرد و رفت)


ویو جونگکوک
امشب خیلی با اون پسر خاله عوضیش گرم گرفت اون خیلی هوله و فقط به خاطره ات بود که نکشتمش( جونگکوک مافیاس) دروغ چرا خیلی از دسته ات ناراحت شودم ، رفتم روی مبل خوابیدم

۶:۰۰ صبح
ویو ات
از خواب بیدار شدم و رفتم آشپز خونه و خواستم با جونگکوک حرف بزنم که سریع رفت هوففففف مطمئنم حسودیش شده ولی چیزی که بین منو پسر خالم نیس که انقدر حسودی کرد

۱:۰۰شب


ادامه‌دارد.........
دیدگاه ها (۵)

وقتی میخوادت....تک پارتیویو تهیونگمن و ات ۱ ساله ازدواج کردی...

سلام بچه ها ببخشید یه مدت نبودم مریض بودم نمیتونستم فعالیت ک...

پارت ۳ویو شوگاچطوره اونو به سرپرستی بگیرم اون که خانواده ای ...

پارت 1شب بود، همه جا سرد و بی روح بود ، درسته! جین عضو بی تی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط