{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ترا جانم صدا کردم ولیکن برتر ازجانی

ترا جانم صدا کردم، ولیکن برتر ازجانی
مگرجان بی‌تومیمانددراین تندیس انسانی

نشایدگفت مه رویی که تووالاتر از ماهی
فروزانترزِخورشیدی وگرمابخش ورخشانی

مرااعجازلبهایت،کند واقف بدین معنی
که آن یُحیي که میگفتندومیگویندتو آنی

دوچشمان‌سیہ‌پوشت نه ‌تنها غارت‌جان کرد
که بعدازدیدنش درمن نمانده دین وایمانی

پریشان شددل زارم زعطروبوی آغوشت
پریشانترشودآندم که گیسو را بیَفشانی

توراخالق برای خود گمانم خلقتت کرده
و یانه اینکه توخالق،به ‌هرربّی ‌وسبحانی

نمیدانم چه میگویم کلامم کفرمطلق شد
دلیل کفرمن هستی و بانی هر عصیانی

نباید کرد توصیفت میان شعرها اما
قلم جزگفتن وصفت، نیاردهیچ عنوانی

به ‌هرصفرجنون‌انگیزطلب‌میدارمت جانم
توراجانم صداکردم، ولیکن برتر ازجانی
دیدگاه ها (۰)

📌جنگ واقعی!تلفات جنگ جاده های ایران در نوروز بیش از دو جنگ ر...

همشهری که از دو تا مو نمیتونست بگذرهو مردم رو به درگیری باهم...

تا زمانی که بدون آشنا و معرف در بیمارستانهای کشور بیماری از ...

بریده هایی از آخرین سخنرانی مرحوم حاج احمد خمینی در اسفندماه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط