دلنوشته
#دلنوشته
برای تو
هروقت به یادم میای،
بیاختیار گوشهی لبهام بالا میره…
انگار دنیا همون لحظه کمی آرومتر میشه،
انگار یه نورِ نرم، از لابهلای خاطرههام رد میشه و دلمو روشن میکنه.
میدونی؟
من عین تو نیستم که بگم «لعنت به خاطراتت».
من با خاطرههات قهر نمیکنم.
من باهاشون زندگی میکنم…
با همون نگاهت که یهروز بیصدا توی دلم جا گرفت
و هنوزم هر وقت چشمامو میبندم،
میتونم برقشو بین شلوغی روزهام پیدا کنم.
من به گذشته لعنت نمیفرستم،
چون هر چی بود، با تو بود.
حتی اگه سهمم فقط چند لحظهی کوتاه از حضورت بوده باشه،
همون چند لحظه برای من اندازهی یه دنیا ارزش داشت.
برای تو
هروقت به یادم میای،
بیاختیار گوشهی لبهام بالا میره…
انگار دنیا همون لحظه کمی آرومتر میشه،
انگار یه نورِ نرم، از لابهلای خاطرههام رد میشه و دلمو روشن میکنه.
میدونی؟
من عین تو نیستم که بگم «لعنت به خاطراتت».
من با خاطرههات قهر نمیکنم.
من باهاشون زندگی میکنم…
با همون نگاهت که یهروز بیصدا توی دلم جا گرفت
و هنوزم هر وقت چشمامو میبندم،
میتونم برقشو بین شلوغی روزهام پیدا کنم.
من به گذشته لعنت نمیفرستم،
چون هر چی بود، با تو بود.
حتی اگه سهمم فقط چند لحظهی کوتاه از حضورت بوده باشه،
همون چند لحظه برای من اندازهی یه دنیا ارزش داشت.
- ۱.۴k
- ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط