{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آقاجونم…

آقاجونم…

بعد از رفتنت، دنیا برایم یک جور عجیبی ساکت شد.

انگار با تو، قسمتی از آرامشِ دلم هم رفت.

دلم برای صدایت، برای نگاه مهربانت،

برای بودنت… خیلی تنگ شده.

گاهی هنوز باورم نمی‌شود که دیگر نیستی،

که باید با خاطره‌هایت زندگی کنم و با دلتنگی‌ات کنار بیایم.

آقاجون عزیزم،

جای خالی‌ات هیچ‌وقت پر نمی‌شود.

فقط مانده‌ام با یک دنیا دلتنگی

و دلی که هنوز هم تو را صدا می‌زند.

روحت شاد، عزیزِ دلم.

چقدر دلم برات تنگ شده تا دوباره توآغوشم

بگیری و بگی کی عروس میشی بابا😭

#دلنوشته
دیدگاه ها (۱۱)

#دلنوشتهمی‌گویی تمام شده، می‌گویی فراموش کرده‌ای. اما دروغ م...

#دلنوشتهبرای توهروقت به یادم میای،بی‌اختیار گوشه‌ی لب‌هام با...

گاهی سکوت چشمهات، هزار فریاد در دلم می‌کارد…چشم‌هام التماس م...

#دلنوشتهگاهی دلم پر می‌شه از حرف‌هایی که هیچ واژه‌ای طاقت گف...

«دلم نمی‌آید فراموشت کنم،نه اینکه نتوانم،نه اینکه ممکن نباشد...

رقیه جان یادمه چطور توی اون دو ساعت کلاس ورزش، خوشحال بودی ،...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط