پارت سوم

پارت سوم🦋

اسیه حالش بعد میشه ولی به هیشکی نمیگه🍁
وخودش میره پیش دکتر وداخل راه خون ریزی مقزی میکنه 🦄🦋 و ایلا 🍭زنگ میزنه به دوروک و میگه 🎄🎀 ومیگه دوروک بابیما استان چون 💋 و دوروک سریع خودشو می رسانه ولی آن موقع که دوروک رسید اسیه در اتاق عمل جراحی وفقط ایلا 🍬 آن جاست وفقط ایلا رو با صورت غم گین میبینه ومیره توی شوک واز ایلا میپرسه تو چجوری دیدیش و ایلا میگوید 💞💗💗 وقتی که داشتم میرفتم دیدمش 🌼✨ ودکتر میاد ومیگه هیچ اتفاقی برای کادر وبچه نیفتاده وهر دو کاملا خوبن ⭐️🌟مشکوک به خون ریزی مقزی نبود وفقط فشار خون داره💟 دوروک میگوید می توانم زن نمونه ببینم؟ بله😍😘 و دوروک میره پیش اسیه

پایان پارت سوم❤️😘😍🦋🌸
دیدگاه ها (۰)

پارت چهارم🌸🎀9ماه بعد💗💞🌼بچه‌ها به دنیا آمدن ولی آیبیکه و برک...

پارت پنجم🍓🍭آسیه آیبیکه و سوسن و امل رفتن بازار تا برای عرو...

پارت دوم، 🌈آسیه و آیبیکه برک و دوروک برگشتند خانه🦋آسیه به ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط