part _27_

part _27_

revenge

(چانیول ویو )

رفت پشتم تا قفل سوتینمو باز کنه که ..‌‌.
_______________________________

دستشو گرفتم
+یاااا نکنه می خوای اینم دربیاری
_معلومه ... چون کسی با سوتین حموم نمیره

شلوارمو در آوردم ..... دوباره رفت سمت قفل
سوتینم و ایندفعه بازش کرد منم با دستم جلوی سینه هامو گرفتم

_(پوزخند*
_باشه باباااا خانوم خجالتی
+گوه خور

کوک رو گرفتم رفتیم تو حموم
نشست تو وان سرشو شامپو زد که یهو با
حرفی که زد تعجب کردم .....
_بیا تنمو بشور
+ودف چی می گی
_تو که نمی خوای اینجا بخیه پاره شه هااا
+به من چه من که گفتم نیا حموم .

دستی به بدنم کشید که بدنم لرزید وخودشو به
گوشم رسوند و گفت .....

(توجه : هردو تو وان نشستن)

_اگه نمی خوای وقتی خوب شدم بفاکت بدم
پس به همه ی حرفام گوش کن

به اجبار بدنشو شستم راستش شستن بدن ورزیدش حس خوبی بود که یهو گفت

_بشین اینجا تا منم بدنتو بشورم
(اشاره کرد به پاهاش)

نمی تونستم بهش نه بگم پس رفتم نشستم.....
تمام بدنمو ماهرانه دست می کشید و می شست
داشت هور_نیم می کرد که ......




کوتاه بود ولی خوب بود
ها ها ها
فشار بخورید شرط پارت بعد
3۰ like❤
۳۰ comment💬
دیدگاه ها (۶۴)

{عشق بی پایان}پارت:۲اون...اونهمون پسریه که تو کتاب بود؟؟؟پشم...

حاجی امروز رفتیم خونه دوست مامانم😐بهتون گفتم که میرم...بگذری...

🍷🌹…………………………پارت۱۲…………………………🌹🍷#معشوقه_آلفا.....................

پارت ۱۴

&چه خوشتیپ شدی ¥ممنونم&بریم¥بله بفرماییدباهم راه افتادیم و ر...

وقتی میرین مهمونی ولی ...با صدای میا نفس عمیقی کشیدم _آره جو...

پارت ۳۰

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_87بعد از تموم کردن حرفش..دست...

پآرت¹³خب داشتم‌میگفتم می سو...!می سو: هوم؟ببین...اره درسته م...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط