{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می‌گویــنــد : نویسنده‌ها « سیــــــگار » می‌کشند…!

می‌گویــنــد : نویسنده‌ها « سیــــــگار » می‌کشند…!

نقاش‌ها « تابــــلـــــو »

زندانی‌ها « تنهـایــی »

دزدها « ســَــــرک »

مریض‌ها « درد »

بچه‌ها « قــَد »

و مـ❤ــن برای کشیدن

« نــفــــس‌های تــ❤ــو » را انتخــاب می‌کنم
دیدگاه ها (۱)

جووونم

به درجه ای از تنهایی رسیدم که خودم به خودم زنگ میزنم،میبینم ...

کمترین آرزویم این است: هرگز با چشمان مهربانت ، نامهربانی روز...

♥عــــادت نـــدارم درد دلـــــم را ، به هـمه کــــس بگویـــم...

سناریو مایکی پارت۵

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

گاهی دلمـ بهانه‌اتـ را می‌گیرد…بهانه‌ی صدایتـ، نگاهتـ، حتی س...

انسانی را می‌ربایند، روزها خانواده‌اش را میان امید و هراس مع...

سناریو مایکی پارت اخر

🚩 «هر کدام از آنها فرصتی برای استراحت داشتند… به جز من.»روای...

عاشقانه های شبنم

(عشق ممنوعه) *part ¹⁹*~~~~~~~~~~...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط