{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نوازش میکردم گیسوانش را

نوازش میکردم گیسوانش را
و دیگر دستانم
به کاری نمی رفت
و این جادو موهایش بود

#امیرعلی_قربانی


https://t.me/chekamehaibaran
دیدگاه ها (۱۵)

لحظه ۍ #وصل به #یک چشم زدن می گذرداین #فراق است ڪه هر ثانیه ...

قبا به قدِ من ای عقلِ پابرهنه مدوزبرای قامتِ ما،‏این لباس ‏ه...

در دوره ای زندگی میکنیمکه شاید خیلی چیزها ممنوع باشددر این ز...

او گرچه ساکن دل استاما در چشمانمهر دم مسافر است او#امیرعلی_ق...

دستانم را محکم گرفته بود....برف با خیابان های شهر قراردادی م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط