سناریو
سناریو
وقتی دارن تلویزیون نگاه میکنن میای جلوشون و ادا در میاری😁
نامجون:(میره سمت کتابخونه کتاب برمیداره می خونه و قید تلویزیون رو میزنه)
جین:یاااااا ا/ت برو کنار بزار آشپزی رو نگاه کنم وگرنه غذاهام خوشمزه در نمیاد
شوگا:(بچه از همون تول خواب بود)
جیهوپ:(میاد باهات ادا در میاره تا صبح میرقصید)
جیمین:عزیزم انگار دلت تنبیه می خواد ها
ا/ت:شاید.... مهعلومه !
جیمین:(دستت رو میگیره میبره اثتو اتاق مشترک و... .)
تهیونگ:ا/ت تورو خدا بیا کنار گیمم رو بازی کنم
کوک:زنگ میزنه به بادیگاردا میگه عمارت رو خال کنن و...
اولین سناریو بود ، ساری اگه بد بود☺🙃
وقتی دارن تلویزیون نگاه میکنن میای جلوشون و ادا در میاری😁
نامجون:(میره سمت کتابخونه کتاب برمیداره می خونه و قید تلویزیون رو میزنه)
جین:یاااااا ا/ت برو کنار بزار آشپزی رو نگاه کنم وگرنه غذاهام خوشمزه در نمیاد
شوگا:(بچه از همون تول خواب بود)
جیهوپ:(میاد باهات ادا در میاره تا صبح میرقصید)
جیمین:عزیزم انگار دلت تنبیه می خواد ها
ا/ت:شاید.... مهعلومه !
جیمین:(دستت رو میگیره میبره اثتو اتاق مشترک و... .)
تهیونگ:ا/ت تورو خدا بیا کنار گیمم رو بازی کنم
کوک:زنگ میزنه به بادیگاردا میگه عمارت رو خال کنن و...
اولین سناریو بود ، ساری اگه بد بود☺🙃
- ۳.۸k
- ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط