فکر میکنم غمگین بودم یک خصلت انسانی نیست و حتی در اشیا هم

فکر میکنم غمگین بودم یک خصلت انسانی نیست و حتی در اشیا هم وجود دارد من درخت‌های پاییز را غمگین میبینم و این دیوار گلی کج شده سر تراشیده که انگار در بند ۸۸ زندانِ دنیا سالهاست امیدش را به زندگی از دست داده است


اما تو بمان تو شاد بمان تو انسانی و دوام دنیا برا دوام حرکات توست تو امیدت را خراب نکن دنیا خرابه میشود
دیدگاه ها (۰)

دوست داشتم شعری که نمیدانی را برایت تفسیر کنم در شبِ یلدا، ...

خوشبختی سرزمینی است مجاور به تو راستش میخاستم ناامید شوم ...

از وقتی که دستم را گرفتی مرا به کلاس اول بردی تا همین ح...

گفتم پشت و پناه هر آدمی میزان تنهایی اش است گف: تنهایی هایش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط