عنکبوتی مستراح خانه ی ما خانه داشت
عنکبوتی مستراح خانه ی ما خانه داشت
تار دایم می تنید و توی بالا خانه داشت
خون جسمِ پشه ها یا مور ها را می مکید
مار و عقرب کج دمی هم کور آن جا خانه داشت
جیرجیرک با مگس ها زندگی می کرد ...باز
از قضا یک مارمولک آن طرف ها خانه داشت
یک شبی هم پشه پر زد رفت تویِ تار ها
سر زدهِ در خانه ای کهِ یک هیولا خانه داشت
پشه ی بیچاره هم از ناتوانی جان سپرد
آن حوالی مارمولک های بی پا خانه داشت
مارمولک یک شبی افتاد رویِ تار ها
تار ها پاشیده شد آن جا که آقا خانه داشت
عنکبوتی که خودش صیاد بود و ....صید شد
مارمولک جای آن صیاد حالا خانه داشت
هر کسی خون می مکد یک روز خونش می مکند
روز و شب ها مور می ترسید و اما خانه داشت
سرگشته
تار دایم می تنید و توی بالا خانه داشت
خون جسمِ پشه ها یا مور ها را می مکید
مار و عقرب کج دمی هم کور آن جا خانه داشت
جیرجیرک با مگس ها زندگی می کرد ...باز
از قضا یک مارمولک آن طرف ها خانه داشت
یک شبی هم پشه پر زد رفت تویِ تار ها
سر زدهِ در خانه ای کهِ یک هیولا خانه داشت
پشه ی بیچاره هم از ناتوانی جان سپرد
آن حوالی مارمولک های بی پا خانه داشت
مارمولک یک شبی افتاد رویِ تار ها
تار ها پاشیده شد آن جا که آقا خانه داشت
عنکبوتی که خودش صیاد بود و ....صید شد
مارمولک جای آن صیاد حالا خانه داشت
هر کسی خون می مکد یک روز خونش می مکند
روز و شب ها مور می ترسید و اما خانه داشت
سرگشته
- ۶۸۵
- ۰۷ بهمن ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط